پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠٦
قرائت نافع، مدّ متّصل را به «طول» خواندهاند و بقيه قرّاء آن را به «توسّط» قرائت كردهاند.
شاطبى براى رعايت اختصار، مدّ متّصل را به ميزان «توسّط» مىداند. «١» در حالى كه به نقل ابن جزرى اكثر قرّاء، اتفاق نظر دارند كه اين مدّ به اشباع و طول خوانده مىشود. «٢» با توجه به اين اختلاف رأيها مىگوييم در قرائت عاصم به روايت حفص از طريق شاطبيه، مدّ متصل به مقدار «توسط» و از طريق «النشر» به مقدار «اشباع و طول» مىباشد.
٢- مدّ «منفصل»: اگر صداى مدّى در آخر كلمهاى و سبب آن (همزه) در ابتداى كلمه بعدى قرار گيرد به آن مدّ «منفصل» مىگويند. مانند: بِمَا انْزِلَ، فى انْفُسِهِمْ، قَالُوا ءَامَنَّا.
علت نامگذارى اين مدّ به منفصل، جدايى و فاصله بين صداى مدّى و سبب مدّ مىباشد. نام ديگر مدّ منفصل، مدّ جايز است، زيرا در ميزان كشش اين مدّ ميان قرّاء هفتگانه يا دهگانه و راويان آنها اختلاف است، هر كدام قولى را انتخاب كرده و همان را جايز شمردهاند. دستهاى مانند ابن كثير و سوسى (يكى از راويان قرائت ابوعمرو) مدّ منفصل را به قصر (دو حركت) خواندهاند و افرادى مانند قالون (راوى قرائت نافع) و دَوْرى (راوى قرائتهاى ابو عمرو و كسائى) به قصر و مدّ قرائت كردهاند. بقيه قرّاء آن را به «مدّ» «٣» خواندهاند. «٤» به مدّ منفصل، مدّ بسط، فصل و اعتبار هم مىگويند. «٥» مقدار مدّ منفصل از نظر «حفص»: در قرائت عاصم به روايت حفص بنا به قول مشهور مدّ منفصل را به «توسط» و «قصر» خواندهاند. بنابراين در مد پژوهشى در علم تجويد ٢١٩ كتب مشهور وقف و ابتدا ص : ٢١٧ ّ منفصل دو وجه مىباشد و قارى اختيار دارد هر دو وجه را انتخاب كند. البته اگر قارى در قرائت خود اوّلين مد منفصل را به قصر خواند، بايد تا به آخر به قصر منفصل بخواند و اگر آن را به مدّ (توسط)، قرائت كرد، بايد تا آخر قراءتش به مدّ بخواند.