پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠١
گُرُوفِ الْأِظهَارِ، فَأُخْفِيَتْ». «١» در توضيح عبارت بالا مىگوييم: ادغام صغير دو حرف در جايى رواست كه آن دو «متماثل» يا «متجانس» و در نهايت «متقارب» باشد، همان طور كه در ادغام نون ساكن در حروف يرملون يكى از اين شرايط موجود است. در اصل، شرط و عمل ادغام يكى از اين روابط سه گانه است. امّا حروف مابقى هيچ يك از آنها را ندارند، به عبارت صحيحتر در داشتن اين مناسبت، در مرحلهاى بعد از حروف ادغام قرار دارند، بدين جهت ادغام نون ساكن در آنها جايز نيست.
از طرفى رابطه نون ساكن با حروف مابقى مانند رابطه نون ساكن با حروف حلقى (از نظر دورى مخرج) هم نيست، تا اظهار شود. در نتيجه راهى جز اخفاى نون ساكن نزد حروف مابقى نمىماند.
علت اخفا از نظر آواشناسان: آن چه را كه قدما «اخفاء» ناميدهاند، تنها تلاشى براى ابقاى «نون» است و با كشيدن بيشتر آن به حالتى مىرسد كه آن را غنّه مىنامند. علاوه بر اين، در اخفاى نون نزد مابقى حروف، ميل نون به آواى مجاور و تأثيرناپذيرى از آن ديده مىشود.
احكام «ميم ساكن» منظور از «ميم ساكن»، حرف ميمى است كه در وسط يا آخر كلمه قرارمىگيرد. ميم ساكن در مجاورت الفباى زبان عربى سه حكم پيدا مىكند: ادغام، اخفاء و اظهار.
حكم ادغام: اگر ميم ساكن در مجاورت ميم ديگرى قرار گيرد، در ميم دوم ادغام مىشود، مانند: وَهُمْ مِنْهَا، لَهُمْ مُوسَى.
چون حرف ميم، ذاتاً داراى غنه است و در اين موضع به صورت مشدّد ادا مىشود، بايد در حين ادغام، صداى ميم مشدّد را به ميزان دو حركت كشيد. ادغام در چنين وضعيتى، از نوع