پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠
به شهرهاى اسلامى مهم آن روز فرستاده شد، يكى از مهمترين عوامل نشو و نماى اختلاف قراءتهاست، زيرا اهالى هر شهرى به خواندن قرآن، مطابق با مصحف و قارى مخصوص آن شهر، ملتزم بودند. براى نمونه به دو مورد از اختلاف در قراءتها، از اين گونه اشاره مىشود:
الف- ابن عامر (از قرّاء سبعه و قارى شام) آيه ١٨٤ آل عمران را «جَاؤُواْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ بِالزُّبُرِ» مىخواند، در حالى كه بقيه قاريان، بدون باء (وَ الزُّبُر) خواندهاند، زيرا مصحف شام چنين بوده است.
ب- نافع و ابن عامر آيه ١٣٣ آل عمران «وَ سَارِعُوا الَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» را بدون «واو» خواندهاند، امّا بقيه قراء با واو قراءت كردهاند. «١» ٢- ابتدايى بودن خط: خط عربى در صدر اسلام، مراحل ابتدايى خود را مىگذراند به اين معنا كه داراى اصول و ضوابط خاصى نبود تا در كتابت قرآن بدان عمل شود. بر همين اساس گاهى كلمهاى را در جاهاى مختلف قرآن به صورتهاى مختلف مىنوشتند و يا اينكه مخالف سياق كلّى رسمالخط رايج مىنگاشتند.
موارد زير نمونههايى از اين گونه اختلافات مىباشد:
الف- «نون» به صورت الف نوشته شدهاست: «لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ» (علق، آيه ١٥) و يا «لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرينَ» (يوسف، آيه ٣٢). در حالى كه نون در اين موارد، نون تأكيد خفيفه است كه بر سر فعلآمده (لَنَسْفَعَنْ، لَيَكُونَنْ) و تنوين از خصوصيات اسم است.
ب- در «وَ اذاً لَاتَيْنَاهُمْ مِن لَّدُنَّا اجْراً عَظيماً» (نساء، ٦٧)، واژه «اذاً» بدل از «اذَنْ» است كه از نواصب فعل است و بدون علّت خاصّى «اذاً» نوشتهاند. «٢» ٣- خالى بودن از نقطه: در دهههاى نخستيناسلام، عربها حروف مُعْجَمْ «٣» (نقطهدار) را مانند حروف مُهْمَلْ (بدون نقطه) مىنوشتند، بدين جهت در كتابت و نوشتار، فرقى بين حروف شبيه هم، مانند سين و شين، عين و غين، جيم، حاء و خاء و ... نبود. در نتيجه قارى براى تمييز دادن حروف از يكديگر، از قرائن استفاده مىكرد، به اين موارد توجه كنيد: