پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٩٩
«النشر» «١» به دو وجه اظهار و ادغام مطرح شده است.
٣- حكم «اقلاب» يا «قلب» اقلاب در لغت يعنى «تبديل كردن» و در اصطلاح عبارت است از: «قلب نون ساكن و تنوين نزد حرف باء به ميم خالص، بدون ادغام». «٢» وقتى نون ساكن به ميم ساكن قلب شد، ناگزير از ظاهر كردن غنّه نون هستيم. در اين هنگام «ميم» به دست آمده مطابق قاعده اخفاى ميم ساكن نزد (حرف باء) اخفا خواهد شد.
نكته: از نظر تلفظ، تفاوتى بين ميم ساكن نزد حرف «باء» مانند «يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ» و نون ساكنى كه قلب به ميم شده، مانند «انْ بُورِكَ» وجود ندارد. ميم ساكن در هر دو حالت بايد اخفا شود.
چگونگى اقلاب: حرف نون از مخرج خود در لثهها به مخرج «باء» كه در لبهاست، منتقل مىشود. ولى مثل آن نمىشود بلكه كمى عقبتر از آن در مخرج «ميم» متوقف مىگردد؛ يعنى لبها به آرامى نزديك به هم شده (محكم روى هم قرار نمىگيرد) و صداى ميم در حالت اخفا از فضاى بينى و دهان خارج مىشود. هنگام عمل اخفا، با كشيدن صداى «ميم»، غنّه آن ظاهر مىشود.
علت اقلاب «نون» ساكن: عدم سهولت اظهار نون ساكن و تنوين نزد حرف باء، سبب اقلاب است، زيرا از طرفى بايد زبان با لثه دندانهاى ثناياى بالا برخورد كند و صداى نون از خيشوم شنيده شود و بلافاصله براى توليد صداى «باء» لبها روى هم منطبق شوند.
از طرفى ادغام نون در باء هم صحيح نيست. چون مخرج آنها متفاوت بوده و تناسب ميان دو حرف نيز كم است. «٣» ٤- حكم «اخفاء» اخفا در لغت بهمعنى «پوشاندن و مخفىكردن» است. در اصطلاح اينگونه معنا شدهاست:
«تلفظ حرف به همراه غنّه، در حالى كه آن حرف نه اظهار شود و نه ادغام؛ يعنى اداى