پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٨٢
علامت (*) در زير مثالها براى دقت بيشتر آورده شده است.
عَلَىاللَّهِ، وَلْيَتَلَطَّفْ، وَ لَاالضَّالِّينَ، مَرَضٌ، بَرْقٌ، بَاطِل، وَ الْفَجْرْ، حَصْحَصْ، الْحَقُّ،**********
مُسْتَقِيمَ.
* ادغام ادغام، مصدر باب افعال است و در لغت به داخل كردن چيزى در چيز ديگر گفته مىشود. «١» در اصطلاح عبارت است از: داخل كردن حرفى در حرف ديگر به طورى كه اثرى از حرف اوّل «مُدْغَم» باقى نماند و حرف دوّم «مُدْغَمٌ فيه» مشدّد ادا شود. مانند: «قَدْ دَخَلُوا» كه دال «قَدْ» در دال «دَخَلُوا» ادغام شده و به صورت «قَدَّخَلُوا» خوانده مىشود.
فايده ادغام: «سهولت در تلفظ» مىباشد، يعنى اگر حرفى يك بار تلفظ شود و بلافاصله همان حرف يا حرف همجنس آن تكرار شود، اين حالت براى دستگاه تكلّم سنگين خواهد بود. با بهرهگيرى از قاعده ادغام، اين سنگينى برطرف مىشود.
شرايط ادغام يادآورى اين نكته ضرورى است كه مبحث ادغام، بحثى وسيع و مشروح است كه از طرفى زبانشناسان عرب و از ديگر سو قاريان به آن پرداختهاند. آن چه در اين اوراق ارائه مىشود، در واقع بحث ادغام در راستاى قراءت عاصم به روايت حفص است. از اين رو آن مقدار از بحث ادغام كه مربوط به قراءت حفص از عاصم است، به طور مشروح مطرح شده است.
ادغام وقتى ممكن است كه مدغم و مدغم فيه داراى اين شرايط باشند:
١- مدغم ساكن باشد: اگر مدغم متحرك باشد، ادغام آن ناممكن است، مگر آن را ساكن كنند.