پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٧٩
لَفِى خُسْرٍ (لَفِى خُسْرْ)، عُسْرٍ (عُسْرْ)، فِىالْغَارِ (فِىالْغَارْ) «١»، شَكُورٌ (شَكُورْ) «٢».
استثناى اوّل- اگر حرف ساكنِ قبل از راء، «ياء» باشد (كه در هنگام وقف پيش مىآيد)، راء ساكن برخلاف قاعده اصلى ترقيق مىشود، مانند: خَيْرَ (خَيْرْ)، سَيْرَ (سَيْرْ)، غَيْرِ (غَيْرْ).
سبب ترقيق، حرف ياء است؛ زيرا بنا به قول متقدّمان، «ياء» ضعيفترين حرف از نظر صفات مىباشد. از اين رو، ترقيق آن از ساير حروف، به مراتب بيشتر است.
از ديدگاه آواشناسى اين حرف، در شمار حروف «لين» بوده و به گونهاى «روان» توليد مىشود. تا آنجا كه آواشناسان آن را جزو حروف، يعنى «صامتها» و هم حركتها «مصوّتها» شمرده و آوايى «مُرَكَّب» نام نهادهاند. از همين رو چون قبل از راء ساكن، حرف «ياء ساكن» قرار گرفته، تلفظ راء ساكن با حالت ترقيق آسانتر است.
استثناى دوم- حرف «راء» در هنگام وقف دركلمات «يَسْرِ» (فجر، آيه ٤)، «نُذُرِ» (قمر، چند مورد) و «اسْرِ» در جاهاى مختلف قرآن، به دو وجه تفخيم و ترقيق خوانده مىشوند.
وجه تفخيم «راء» در اين كلمات مطابق قاعده كلّى است و وجه ترقيق آن، به خاطر اشاره به اصل اين كلمات است كه در اصل «يَسْرِى، نُذُرِى و اسْرِى» بودهاند و «ياء آخر» آنها در رسم الخط قرآن حذف شده است.
شرايط ترقيق «راء» ١- مكسور باشد، مانند: رِزْقاً، رِيحٌ، حَرِّقُوهُ.
٢- راء ساكنى كه حرف قبل از آن مكسور باشد، مانند: مِرْيَةٍ، احْصِرْتُمْ.
از اين قاعده دو مورد استثنا شده است:
استثناى اوّل- اگر حرف ماقبل راء ساكن، همزه وصل مكسور باشد، بر خلاف قاعده كلّى تفخيم مىشود. چه همزه وصل در اوّل كلمه قرار گرفته و خوانده شود و يا در درج كلام