پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٧٣
فصل پنجم: صفات عارضى (١) تفخيم و ترقيق- ادغام مقدّمه آنچه تا به اين جا از صفات بيان شد، صفات ذاتى حروف و به عبارتى «حق حروف» بود. از اين پس سخن از صفات «عارضى» و يا «مستحق حروف» خواهد آمد.
در حقيقت آنچه از مباحث اداء الحروف باقيمانده، مربوط به مستحق حروف مىباشد.
در تعريف مستحق حروف- چنانچه گذشت- چنين آمد: صفاتى است كه از صفات ذاتى سرچشمه مىگيرد (مانند «تفخيم» كه از صفت «استعلا» و «ترقيق» كه از صفت «استفال» ناشى مىشود) و يا از اجتماع بعضى از حروف با ديگرى پديدار مىشود (مانند:
احكام اظهار، ادغام، اخفاء، مد و قصر و ...). به همين جهت به اين گونه صفات «عارضى» مىگويند، زيرا در شرايط خاصّى بر حروف عارض مىشوند.
اينك به بررسى اين صفات مىپردازيم.
تفخيم و ترقيق معناى تفخيم: اين واژه در لغت مترادف كلمه «تسمين» به معناى «چاق كردن» است. و در اصطلاح علم تجويد عبارت است از: «درشت و پرحجم ادا كردن حرف، هنگام اداى آن». «١» معناى ترقيق: اين صفت در مقابل صفت تفخيم است. در لغت معادل كلمه