پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٦٦
حرف در مخرج مشخص و مخصوص آن حرف است. امّا مدّ، امتداد صداى حروف در فضاى دهان است و بر موضع و محل خاصى از اندامهاى صوتى تكيه ندارد.
٢٠- صفت «غُنَّه» تعريف غُنّه: غنّه در لغت به معناى صدايى است كه از خيشوم يا فضاى بينى بيرون مىآيد و در اصطلاح تجويد به صدايى گفته مىشود كه در حين اداى دو حرف «نون و ميم» شنيده مىشود. دو حرف ياد شده داراى صفت غُنّه هستند؛ زيرا در توليد صداى نون و ميم، فضاى بينى دخالت دارد.
وقتى هوا از ششها خارج و وارد فضاى دهان مىشود، مكانيزمى برخلاف ساير حروف ايجاد مىشود. به اين شكل كه نرمكام پايين مىآيد. در اين هنگام كه بست در ناحيه مخرج آنها پديد مىآيد، هوا راه خروج خود را از بينى يافته و صداى حرف از ناحيه بينى شنيده مىشود. «١» شرايط غنّه در حروف غُنّوى: در شرايط غنّه دو حرف نون و ميم اختلاف است.
عدهاى نون و ميم ساكن را در حالت اخفا، ادغامِ با غنّه و مشدّد بودن داراى صفت غنّه مىدانند. برخى ديگر آنها را در هر حالتى اعمّ از اين كه ساكن يا متحرك باشند، در حالت اظهار، اخفا، ادغام يا مشدّد باشد، همراه با «غُنّه» شمردهاند. «٢» ديدگاه دوم صحيحتر مىنمايد. چنانچه علم الاصوات نيز همين قول را برگزيده است.
آواشناسى غنّه را اطاله و كشش صداى نون و ميم تعريف مىكند و اين حروف را در همه شرايط داراى اين صفت مىشناسد. ولى تفاوت غنّه آنها در شرايط مختلف، مربوط به ميزان كشش و اطاله صداى آنهاست. «٣» مراتب غنّه: حال كه اثبات شد نون و ميم در «همه شرايط»، صفت غنّه دارند. بايد دانست كه بالاترين ميزان كشش صدا در حروف غنّوى «دو حركت» است. حالا به ترتيب،