پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٦٥
يافته، منحصر نمىشود و از كنارههاى دهان نيز پخش مىشود، داراى صفت تفشى است. «١» قاريان محترم نبايد در تحقّق اين صفت، مبالغه كنند، بلكه لازم است به همان ميزان طبيعى آن اكتفا شود.
١٩- صفت «اسْتِطالَه» معناى آن «جريان صوت يا امتداد آن» است و اين صفت تنها در حرف «ضاد» وجود دارد. استطاله در اصطلاح چنين معنا شده است: هنگامى صداى حرف «ضاد» شنيده مىشود كه كناره زبان از دندانهاى اضراس امتداد پيدا كند و به مخرج «لام» متّصل شود. ابن جزرى علت استطاله را جمع شدن بعضى از صفات قوّت مانند جهر، اطباق و استعلا در حرف ضاد مىداند. «٢» پژوهشى در علم تجويد ١٧٧ حكم«لام» از نظر تفخيم و ترقيق ص : ١٧٦ چگونگى ايجاد «استطاله»: براى توليد ضاد، كناره سمت چپ زبان با دندانهاى اضراس (آسياى فوقانى سمت چپ) مماس مىشود. هنگامى كه زبان و دندانهاى اضراس براى خروج هوا از يكديگر جدا مىشوند، صداى حرف ضاد توليد مىشود. ولى توليد صدا وقتى تحقق مىپذيرد كه جدايى اين دو اندام، به آرامى و با تأنّى باشد، نه اين كه با حالت انفجارى و شدّت صورت گيرد.
براى به وجود آمدن چنين حالتى (كه همان استطاله است) تماس كناره زبان با دندانهاى اضراس، تا مخرج «لام» امتداد مىيابد. در اين نقطه است كه حرف ضاد توليد و صداى آن شنيده مىشود.
بنابراين «ضاد» صفت استطاله دارد؛ زيرا در حين تلفّظ، از مخرج خود تا مخرج لام امتداد مىيابد. از همين رو حرف ضاد داراى طولانىترين مخرج در بين حروف است.
پاسخ به يك پرسش: با توجه به تعريف «مد» و «استطاله» ممكن است برخى تصوّر كنند، اين دو صفت داراى معنايى واحد هستند. ولى يادآور مىشويم كه استطاله، امتداد صداى