پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٨
١٣- صفت «مدّ» قدما گفتهاند؛ اين صفت از آنِ سه حرف «جوفيّه» يا «هوائيّه» است، يعنى واو ساكن ماقبل مضموم، ياء ساكن ماقبل مكسور و الف (كه حرف ماقبل آن مفتوح است). حروف ياد شده داراى صفات مدّ هستند، زيرا هنگام اداى آنها صدايشان كشيده مىشود.
نظر آواشناسى: اگر مراد از حروف، آواهاى صامت باشد (كه در تعريف آن مىگويند:
آوايى مجهور يا مهموس است كه هنگام توليد در دستگام تكلّم، داراى جايگاه مخرج و تكيهگاه مخصوصى است)، آواهايى را كه قدما الف، ياء و واو مدى ناميدهاند نمىتوان جزو حروف حساب كرد. زيرا در فضاى دستگاه تكلّم، جايگاه مشخص و تكيه گاهى ندارند بلكه صرفاً از فضاى دهان تلفظ مىشوند.
بنابراين بايد اذعان نمود كه اين صداهاى سه گانه همان حركات يا «مصوّتها» ى بلند هستند.
حال كه آشكار شد اين آواها جزو حروف نيستند، بلكه بايد آنها را مصوّتها و حركتهايى ناميد كه از حركات كوتاه متفاوت بوده و فرق آنها در كشيده بودنشان است، «١» مىتوان اين سه حركت و صدا را با ويژگى و صفت «مدّ» توصيف نمود، زيرا با اين ويژگى از حركات كوتاه متمايز مىشوند.
١٤- صفت «خفاء» چهار حرف «هاء، واو، ياء و الف مدّى» حروف «خَفِيَّه» مىباشند؛ زيرا هنگامى كه بعد از حرفى قرار مىگيرند، صداى آنها مخفى مىشود. به همين جهت بعضى جاها «هاء» را با صله مىخوانند تا صداى آن تقويت شود. مانند بِهِ، لَهُ. حروف مدّ نيز وقتى قبل از همزه (كه حرفى قوى است) قرار مىگيرند، به وسيله مدّ و كشش، صداى آنها را تقويت مىنمايند. «٢» مانند: يَشَآءُ، سُوءُ، جِىءَ.