پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٧
«مهموس بودن» مىشناسد، لذا اين دو را آواى بدون قلقله مىشمارد. «١» دكتر ابراهيم انيس در اين زمينه مىنويسد: قاف و طايى كه گذشتگان رأى به قلقله آنها دادهاند، تلفظ قاف و طاء زمان حاضر نيست. تلفظ قاف قديم، همانند غين و جيم قاهرهاى [شبيه گاف فارسى] با صفت جهر همراه است. همچنين طاء قديم مانند ضادى كه الآن از قراءت قرّاء مىشنويم [منظور بيشتر قرّاء مصرى است كه آن را مانند دال مُفَخَّم تلفظ مىكنند]، مجهور بوده است. بنابراين قاف و طاء قديمى و اصلى، دو آواى مجهور بوده است. «٢» با نقل اين نظريات، روشن مىشود كه قاريان قرآن بايد اين دو حرف را مجهور ادا كنند تا صفت قلقله آنها كاملًا ظاهر شود و هر اندازه جهر اين دو آوا كمتر باشد قلقله آنها نيز خفيفتر خواهد بود.
همزه و صفت قلقله: قدما با اين كه همزه را داراى دو صفت شدّت و جهر شمردهاند، آن را داراى قلقله ندانستهاند. ابن جزرى در اين زمينه مىنويسد:
«هيچ يك از علما، همزه را از حروف قلقله نمىدانند، زيرا در حالت سكون صداى آن خفيف نمىشود». «٣» با توضيحاتى كه قبلًا درباره «همزه» داده شد و ثابت گرديد كه همزه آوايى مجهور نيست، خود به خود قلقله داشتن آن نيز منتفى مىشود، زيرا قلقله از اجتماع صفات جهر و شدت ايجاد مىشود.
نكته: عدهاى از علماى گذشته «تاء» و «كاف» را هم از حروف قلقله دانستهاند، كه صحيح نمىباشد، زيرا صداهاى «تاء» و «كاف» صفت جهر ندارند.
البته اين دو صدا با علامت سكون، داراى سكون كامل هم نيستند، زيرا صفت شدّت آنها سبب مىشود به حالت انفجارى توليد شوند و اين حالت مخالف با سكون كامل است.