پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٦
از يكديگر اثر مىپذيرند و اين تأثيرپذيرى، موجب مىشود كه آواها به يك نوع همگونى و مشابهت برسند، اين مسأله چه بسا براى تلفظ فصيح حروف و كلمات ناپسند باشد.
قرّاء از زمانهاى قديم اين مطلب را دريافته بودند، به همين جهت واهمه داشتند كه اين تأثيرپذيرى نابجا «١» به قراءت قرآن هم سرايت كند. به همين علت براى هر آواى عربى توصيف دقيقى را معين كردند و قاريان را از موارد انحرافى شايع در تلفظ آواهاى عربى بر حذر داشتند. از اين رو آواهاى داراى «شدت و جهر» را آواهاى داراى «قلقله» ناميدند تا آنها را از گرايش به صفت همس باز دارد.
بنابراين قلقله چيزى جز مبالغه در آشكار نمودن صداى حرف نيست تا از شباهت اين حروف به حرف مهموس جلوگيرى شود. اين مطلب، تشريح همان علتى است كه ابن جزرى در «النشر» به آن اشاره كرده است:
وَ سُمِّيَتْ هذِهِ الْحُرُوف بِذلِكَ [القلقله] لِأَنَّهَا إِذَا سَكَنَتْ ضَعُفَتْ فَاشْتَبَهَتْ بِغَيْرِهَا فَيَحْتَاجُ إِلَى ظُهُورِ صَوْتٍ يَشْبَهُ النَّبْرَةَ» «٢» عامل قلقله: آوايى كه داراى صفت شدّت و جهر است، دائم به مهموس شدن ميل دارد، خصوصاً زمانى كه ساكن باشد. خواه آخر كلمه باشد و يا وسط كلمه قرار گيرد. به همين دليل با آشكار كردن صداى حروف قلقله، جهر آن ظاهر مىشود تا هايلى بين جهر و همس صدا باشد.
آواشناسان نظر دادهاند كه صداى آواهايى داراى قلقله شبيه به كسره است. «٣» علماى تجويد در زمينه ميل صداى قلقله، اظهار نظر قاطعى نكردهاند.
حروف قلقله: آواهاى «باء، جيم و دال» داراى قلقله هستند و در مورد اين سه آوا اختلافى ميان قدما و آواشناسان نيست. ولى در مورد «طاء و قاف» اختلاف است.
آواشناسى، طاء و قاف را در تلفظ فعلى آن- نزد بيشتر عرب زبانها- با ويژگى