پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٥
بنابراين، قلقله عبارت است از «ظاهر كردن صداى حرف وقتى كه داراى سكون باشد». عدهاى معتقدند كه قلقله، عملًا حركت دادن به حرف ساكن است.
«ابن جزرى» در كتاب «النشر» مىنويسد: «عدّهاى خيال مىكنند كه قلقله همان حركت است، در حالى كه چنين نيست» «١»، بلكه «ظهور صدا» مىباشد.
مراتب قلقله: در اين بخش، مراتب حروف قلقله از جهت ميزان قلقله و ظهور صداى حرف، مورد بحث قرار مىگيرد.
اگر حروف قلقله به صورت مجرّد و بدون لحاظ آن در كلمه، مورد نظر قرار گيرد، بالاترين مرتبه قلقله، از آنِ حرف «قاف» است. ابن جزرى سبب آن را شدّت استعلاى قاف مىداند.
چنان كه «عبدالفتاح عبد الغنى قاضى» شارح اشعار شاطبيه نيز همين نظر را داده است و علت آن را چنين تبيين مىكند:
«قاف معروفترين و مشهورترين حروف قلقله است و اين به علّت شدّت صوت آن است كه نسبت به چهار حرف ديگر بيشتر است».
مراتب قلقله نسبت به جايگاه آن در كلمه به قرار زير است:
الف- بالاتر پژوهشى در علم تجويد ١٦٥ ١٩ - صفت«استطاله» ص : ١٦٥ ين ميزان قلقله جايى است كه حروف قلقله در آخر كلمه به صورت مشدّد قرار گيرد و بر آن وقف شود، مانند الْحَقُّ (الْحَقْ)، بِالْحَجِّ (بِالْحَجْ).
ب- اگر اين حروف، آخرين حرف كلمه و غير مشدّد باشد، هنگام وقف بر آن ظهور صدا به ميزان متوسّط خواهد بود، مانند: خَلاقٍ (خَلاقْ)، بَهيجٍ (بَهيجْ)، قَريبٌ (قَريبْ).
ج- كمترين مقدار قلقله آن جاست كه حرف داراى قلقله، وسط كلمه باشد، مانند:
خَلَقْنا، قِطْميرٍ، رَبْوَةٍ، يَدْخُلُونَ.
نقد آواشناسان بر صفت «قلقله» سبب قلقله از نظر آواشناسى: آواشناسان اعتقاد دارند، آواها هنگام اتصال به هم،