پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٠
نتيجه مىگيريم كه چون در حروف «اطباق»، دو قسمت از زبان (تيغه و انتهاى آن) به طرف كام بالا مىروند، از تفخيم بيشترى نسبت به سه حرف ديگر برخوردارند. ولى اگر در تلفظ حروف «خ، غ، ق» دقّت كنيد، در آنها زبان كمى به عقب رفته و تنها انتهاى زبان به طرف كام بالا حركت كرده و به ديواره عقبى حلق نزديك مىشود. بنابراين تفخيم اين آواها، نسبت به آواهاى اطباقى كمتر است. يا به قول آواشناسان «بين تفخيم و ترقيق» ادا مىشود.
بنابراين كه صفت «انفتاح» نيز در حروف «خ، غ، ق»، در كم شدن حجم صداى آنها دخالت دارد.
صفت «استفال»: واژه استفال، مصدر باب «افتعال» از ابواب ثلاثى مزيد است. معناى آن در لغت «پست شدن و پايين آمدن» «١» و در اصطلاح عبارت است از: «پايين آمدن زبان در حين تلفظ حرف». «٢» يعنى زبان به سمت كف دهان پايين مىآيد و اين وضعيت، موجب اداى حرف با حجم معمولى و حالت «ترقيق» مىشود.
بيست حرف زير داراى صفت استفال هستند:
«همزه، باء، تاء، ثاء، حاء، دال، ذال، راء، زاى، سين، شين، عين، فاء، كاف، لام، ميم، نون، واو، هاء و ياء».
دو حرف «راء و لام» در اصل صفت استفال دارند، ولى در برخى موارد تفخيم مىشوند، كه در جاى خود به طور مشروح خواهد آمد. صداى كشيده «ءَا»، (الف مدّى) تابع حروف قبلى خود است. اگر حرف ما قبل آن مفخّم بود، تفخيم مىشود، اگر داراى صفت استفال بود، ترقيق مىشود.
٩ و ١٠- صفات «اذْلاق» و «اصْمات» صفت «اذلاق»: واژه «اذلاق» مصدر باب «افعال» است و در لغت «تيزى زبان» را گويند «٣»، شش حرف «راء، لام، نون، باء، فاء و ميم» اين صفت را دارا مىباشند. علماى تجويد آنها را در اين جمله جمع نمودهاند: «فَرَّ مِنْ لُبٍّ»، يعنى جاهل از عاقل فرار مىكند. به اين