پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٤٦
بر وزن «افعال» از بابهاى ثلاثى مزيد فيه است. چهار حرف «صاد، ضاد، طاء، ظاء» از حروف «مطبقه» هستند. سيبويه در زمينه معناى اصطلاحى اطباق مىنويسد:
«هنگام اداى حروف اطباق، زبان از موضع خود در اين حروف، به همان قسمت از كامِ (بالاى) دهان صعود مىكند و با كام منطبق مىشود». «١» علماى تجويد همه حروفى را كه صفت «اطباق» دارند داراى «استعلاء» مىدانند.
سلطان القارى (از مشاهير علم تجويد و قرائت) در اين زمينه مىنويسد:
«حروف اطباق، چهار عدد بوده كه از حروف استعلا هستند».
وى سپس به علت ناميده شدن اين چهار حرف به «اطباق» مىپردازد و چنين مىنگارد:
«زيرا هنگام تلفظ آنها زبان و آنچه كه مقابل آن از كام بالاست، به هم متّصل و الصاق مىشود. اين حالت را همه حروف استعلا ندارند. بلكه از بين آنها فقط «صاد، ضاد، طاء و ظاء» داراى اين حالت هستند. به همين سبب، تفخيم آنها بيشتر از حروف استعلا مىباشد». «٢» آواشناسى و آواهاى اطباقى: عموم آواشناسان، نظر متقدّمان مبنى بر داير بودن صفت «اطباق» در «صاد، ضاد، طاء و ظاء» را تأييد نمودهاند؛ امّا چگونگى ايجاد اين صفت را به طور مشروح و دقيقترى تبيين كردهاند.
در «علم الاصوات»، سبب اطباق را به اين شكل ترسيم مىكنند كه هنگام توليد آواهاى اطباقى، زبان كمى به عقب رفته و انتهاى زبان به ديوار عقبى حلق نزديك مىشود.
عدهاى نيز گفتهاند كه هنگام تلفظ اين آواها، زبان حالت مقعّر پيدا مىكند، يعنى تيغه زبان و انتهاى آن بالا آمده و وسط آن گود مىشود. تعريف اخير تا مقدار زيادى مانند تعريف علماى لغت و تجويد، از صفت «اطباق» است.
به هر حال، وقتى زبان حالت مقعّر پيدا مىكند، صدا نيز ميل به بالا پيدا نموده و حالت