پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٤٠
در آواشناسى زبان فارسى، حروف «مجهور» را «واكدار» و حروف «مهموس» را «بىواك» يا «بدون واك» نام نهادهاند.
٢- اگر انگشتانتان را در گوشهايتان قرار دهيد، سپس يكى از حروف مجهور مانند «غين» را با علامت سكون و به تنهايى، به طور طولانى اداء كنيد، شاهد انعكاس صدا در درون سر خود خواهيد بود؛ كه اين، همان انعكاس ارتعاش تارهاى صوتى است. حال يكى از صداهاى مهموس مثل «ثاء» را با ويژگيهاى ياد شده، به طور ممتد تلفظ كنيد؛ هيچگونه انعكاس صدايى را در سر خود احساس نخواهيد كرد. يعنى تارهاى صوتى مرتعش نشده است. «١» تعريف سيبويه از مجهور و مهموس، در نقد آواشناسان تعريف سيبويه از جهر و همس آواها نياز به شرح و تفسير دارد؛ زيرا در تعريف وى از مجهور و مهموس و مقايسه با آنچه آواشناسى در اين زمينه ارائه داده است، در ابتدا ناهمگونى و تباين ديده مىشود، در حالى كه با دقت نظر در تعاريف او به دست مىآيد كه آنچه را كه آواشناسى جديد درباره مجهور و مهموس به دست داده است، سيبويه نيز بدون اين كه به وجود تارهاى صوتى علم داشته باشد و از ابزارهاى جديد بهرهمند باشد به آن رسيده است.
سيبويه در تعريف خود از آواهاى مجهور مىگويد: «بيشترين تكيه و استقرار بر موضع خود دارد و نفس با جريان يافتن با حرف مجهور دچار مانع است، تا زمانى كه استقرار بر موضع پايان پذيرد».
اين گفتار سيبويه بر هوش و درك سرشار او گواهى مىدهد. زيرا نشان مىدهد كه او نزديكى تارهاى صوتى در آواهاى مجهور را درك كرده است (هر چند نتوانسته آن را دقيقاً تبيين كند)، به طورى كه نزديكى تارها در حروف مجهور تا فروبستن راه نفس پيش مىرود. و اين همان صفتى است كه آواشناسان جديد در مورد آن گفتهاند: با آواهاى مجهور تارهاى صوتى به يكديگر نزديك مىشوند به طورى كه نفس براى عبور از تارها به نيرويى نياز دارد