پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٣٣
لازمه آنهاست، رعايت نشود، حروف بگونه صحيح تلفظ نمىشود. اينگونه صفات را «ذاتى»، «لزوم» يا «اصلى» گويند. كه ما براى رعايت اختصار با صفات «ذاتى» از آنها نام مىبريم.
امّا «مستحقّ حروف» را چنين تفسير كردهاند: صفاتى كه از صفات ذاتى سرچشمه مىگيرد يا اينكه از اجتماع بعضى از حروف، با ديگرى پديدار مىشود؛ مانند تفخيم، ترقيق، ادغام، اخفا، مد و «١» به اين صفات، «عارضى»، «تركيبى» يا «فرعى» گويند.
بنابر اين، صفات، در نگاه كلّى دو قسم است: ذاتى و عارضى؛ كه صفات ذاتى خود شامل دو بخش: ذاتى متضاد و غير متضاد مىشود.
وقتى در كتابهاى علم قراءت و تجويد، از تعداد صفات بحث مىشود نظر به تعداد صفات «ذاتى» است. در حالى كه در برخى از كتب تجويد فارسى به اين نكته توجه نشده است. حتى بعضى از كتابها صفات «ذاتى متضاد» را اصلى و صفات «ذاتى غير متضاد» را فرعى شمردهاند.
از اين رو، غالباً در كلاسهاى درس تجويد، متربّيان به دفعات مىپرسند كه تعداد صفات چندتاست و رابطه آنها با مباحثى از قبيل ادغام، اخفا، مد، تفخيم و ... چيست. يا اينكه ادغام، اخفا و امثال آنها جزو صفات حروفاند يا عنوان ديگرى دارند، اگر بخشى از صفات نيستند دليل ذكر نشدن عنوان كلّى آنها چيست و يا اگر بخشى از صفات هستند، چرا تصريح به آن نمىشود! تعداد صفات حروف در مورد تعداد صفات ذاتى، اختلاف است. براى گزينش يكى از نظرات، ديدگاه برخى از برجستگان علم نحو و قراءت مطرح مىشود.
سيبويه صفات حروف را اينگونه مىشمارد: «همس، جهر، شدت، رخوت، لين، غنّه، تكرار، انحراف، هاوى، اطباق و انفتاح». «٢»