پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٢٤
«سِيرَافِى» و «رُمَّانِى» وقتى نظرهاى آن دو را شرح كردهاند، در تعريف صداهاى حروف، اكتفا به تعريف آنها كرده و مطلبى از خود بر آن نيفزودهاند، كه اين نشان از قداست ديدگاههاى خليل و سيبويه در نزد آنان دارد.
نقل شده كه عدهاى از قدما نظرات آن دو را حفظ مىكردهاند. و اين حسن ظن تا جايى بوده كه اگر قبول كردنِ تعريف مخرجى براى آنان مشكل بوده است، حاضر به تغيير تعريف نبودهاند. بلكه ترديد در الفاظ كلام خليل يا سيبويه مىكردهاند [و يا اين كه كلام آنان را توجيه مىكردهاند].
دقيقاً به همين خاطر است كه وقتى كتاب «سرّ الصناعه» نوشته ابن جنّى در قرن چهارم (ه. ق)، يا «مفَصَّل» نگاشته زَمَخْشَرى را در قرن ششم (ه. ق) و همچنين «النّشر فى القراآت العشر» از ابن جزرى در اوايل قرن نهم هجرى را مطالعه مىكنيم، در آنها چيز جديدى اضافه بر آنچه كه از سيبويه در زمينه «اصوات اللغه» نقل شده، نمىيابيم.
بزرگى جايگاه سيبويه و خليل موجب شده تا هيچ كدام از گذشتگان، در پى نقد و تحليل نظرات آنها در تعريف مخارج يا نامگذارى حروف برنيايند كه مثلًا، آيا نامگذارى حروف «ذال، ثاء و ظاء» به «لثوى» و يا «قاف و كاف» به «لهوى» و ... صحيح است يا نه؟ «١» نكته مهم: ناگفته نماند عدهاى از متقدّمان، نامگذارى مخارج حروف را از خليل بن احمد نمىدانند و معتقدند «كتابُ العين» از خليل نيست، بلكه «ليث» «٢» مطالب آن را به او نسبت داده است. از اين رو كسانى كه معتقدند «كتابُ العين» از خليل بن احمد است، بايد بر گفتار خود دليل آورند.
خوب است بدانيم كه زبان شناسان در مورد «كتاب العين» دو گروهند، دستهاى مانند «ابن دُرَيد» صاحب معجم «الجمهره» اعتقاد دارند كه اين كتاب از آن خليل است و عدّهاى مانند «نقّاش»، «ابن جنّى» و ... اين نظريه را نفى كردهاند. ابن جنّى در اين زمينه مىنويسد:
«امّا كتاب العين، در آن اشتباه و فساد راه يافته و جايز نيست آن را به كوچكترين شاگرد خليل