پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٢٠
پايين روى يكديگر قرار گرفته و راه عبور هوا از طريق دهان را مسدود مىكنند. نرمكام به پايين مىآيد و در نتيجه هوا مىتواند به آسانى از راه بينى خارج شود. هنگام توليد «ميم» تارهاى صوتى به سبب داشتن صفت جهر، به ارتعاش درمىآيد.
ه- موضع خَيْشُوم مخرج هفدهم معناى خيشوم با تعبير «اقصى الانف» يعنى انتهاى حفرههاى بينى بيان شده است.
دو حرف «م، ن» از اين موضع ادا مىشود. به اين معنا كه توليد آواى اين دو از فضاى بينى است. دليل آن را متقدمان چنين نوشتهاند: «اگر هنگام تلفظ نون و ميم، بينى را گرفته و راه عبور هوا از آن را ببنديم، اين حروف توليد نمىشود». «١» در اينكه دو حرف ياد شده، هميشه و در همه حالتها يا برخى حالتها از فضاى بينى ادا شده و داراى غنّه هستند، ميان دانشمندان گذشته اختلاف است. عدّهاى مانند ابن جزرى و غير او نون و ميم ساكن را در حالت اخفا، ادغام و مشدّد بودن، داراى صفت غنّه مىدانند، و برخى مانند «ابُو عَمْرِوالدَّانِى» و «جعبرى» معتقدند كه نون و ميم در همه حالات، (اعم از اينكه ساكن باشد يا متحرّك، اظهار شود يا اخفا و ...) از موضع خيشوم ادا شده و داراى غنّه است. «٢» در مباحث مربوط به غنّه، در اين باره بحث خواهد شد.
آواشناسى جديد نيز قول دوم را تأييد و چنين استدلال مىكند:
«در اداى تمام آواهاى زبان عربى- جز ميم و نون- دورترين نقطه كام يعنى نرمكام، بالا كشيده مىشود و جلوِ مجراى بينى را گرفته، مانع خروج هوا از بينى مىشود. ولى هنگام توليد «ن، م» نرمكام پايين آمده و تمامى هوا تنها از مجراى بينى عبور مىكند، و به همين علت قدما اين دو حرف را از آواهاى خيشومى ناميدهاند.
براى توضيح مطالب ذكر شده مىتوان آزمايش زير را انجام داد: