پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٠٦
مىشود و هوا نوعى سايش ايجاد مىكند و به اين ترتيب «غين» توليد مىشود.
خاء با غين در همه چيز مشترك است، جز اينكه غين، حرفى مجهور و خاء نظير و همخانواده مهموس آن است. دو حرف غين و خاء صفت رخوت دارند و مخرجشان يكى است. هنگام تلفظ خاء هوا دفع شده و از حنجره مىگذرد بدون اينكه تارهاى صوتى را به ارتعاش در آورد، سپس وارد مجراى خود در حلق مىشود تا به نزديكترين قسمت حلق در دهان مىرسد. «١» ج- موضع زبان (لسان)
در اين موضع، مخارج پنجم تا چهاردهم واقع شده است، و اداى هيجده حرف از الفباى زبان عربى مربوط به موضع زبان است. از اين رو، آن را وسيعترين موضع دستگاه تكلّم ناميدهاند.
مخرج پنجم پنجمين مخرج، محل خروج صداى «قاف» است. به اين صورت كه از اتصال عقب زبان با سقف دهان (نرمكام و زبان كوچك)، اين حرف ادا مىشود.
مكانيسم توليد «قاف»: بخش پايانى عقب زبان و آخرين قسمت نرمكام، يعنى ملاز، اندامهاى سازنده حرف قاف مىباشد. قسمتى از عقب زبان كه رو به روى زبان كوچك قرار دارد، به بالا كشيده شده و به قسمت انتهايى نرمكام مىچسبد و راه عبور هوا را از طريق دهان مسدود مىنمايد. در همين حال، نرمكام به بالا كشيده شده و راه عبور هوا از بينى را مىبندد. هواى فشرده در پشت مانع ملازى «زبان كوچك» به محض پايين آمدن زبان، به يكباره بيرون مىجهد و «قاف» ادا مىشود.
هنگام تلفظ قاف، تارهاى صوتى به ارتعاش درمىآيند، به اين جهت آن را مجهور دانستهاند. «٢»