امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٩٩
رضايت وانكار قلبى برخى از فقها اولين مرتبه امربه معروف و نهىازمنكر را رضايتقلبى به معروف و كراهت قلبى از منكر دانستهاند و لى فقيه محقق شيخ محمد حسن نجفى «صاحب جواهر الكلام» در نقد اين نظريه مىگويد:
عدم رضايت به گناه هر چند از آثار ايمان است، چه اينكه خشنودى بدان حرام شمرده مىشود. ولى اين عدم رضايت «امر و نهى» نيست، همچنين بغض و كينه تا وقتى ابراز نشده باشد، مصداق امر و نهى نخواهد بود. از اين رو، براى اينكه امر به معروف و نهى از منكر تحقق يابد، بايد انكار قلبى با ضميمه ديگرى ظهور يابد. «١» ديگر فقهاى بزرگ نيز از همين نظريه پيروى كردهاند، از آن جمله حضرت امام (ره) فرموده است:
خشنودى بهانجام منكرات وترك معروف حراماست، بلكه بعيدنيست كراهت قلبىنسبت به فعل منكر وترك معروف واجب باشد، ولى اين غيراز امربه معروف ونهى از منكراست. «٢» گواه اين نظريه، سخن حضرت على (ع) است:
ادْنَى الْانْكارِ انْ تَلْقى اهْلَ الْمَعاصى بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ «٣» پايينترين درجه انكار منكر اين است كه با گناهكاران با چهره گرفته و خشمآلود برخورد كنى.
ضرورت حفظ مراتب پيش از اين گفتيم كه برخورد منفى با گناهكار، داراى مراتبى است. در صورتى كه احتمال تأثير مراتب پايينتر وجود دارد، به سراغ مرتبه بالاتر نبايد برويم. فتواى حضرت