امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٦١
لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ ... لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ «١» ولى در هر زمان، عدالت با دشمنانى روبه روست، انبيا عهدهدار مبارزه با اين مخالفان هستند. از اين روست كه در صف مقدم مخالفان پيامبران «ملأ و مترفين» قرار دارند.
چون در عصر حضرت شعيب بيشترين فساد در جامعه، از ناحيه «ترازو داران» بود، و گناه فراگير، ظلم و اجحاف در معامله بود، اين پيا امر به معروف ونهى از منكر ١٧٢ حكومت اسلامى و مسؤوليت امر به معروف و نهى از منكر ص : ١٧١ مبر الهى، امر به معروف و نهى از منكر را در اين بخش متمركز مىسازد.
در اينجا، شيوه برخورد و واكنش مخالفان نيز كه در قرآن نقل شده است، جالب و قابل توجه است: آنها در جواب حضرت شعيب به مسخره مىگفتند: «آيا نمازت تو را امر مىكند كه ما را از تصرّف در اموالمان آن گونه كه مىخواهيم باز مىدارى؟» «٢» از پاسخ حضرت شعيب به آنها كه فرمود: «من جز اصلاح نمىخواهم» روشن مىشود كه اين گونه آزادى اقتصادى كه مطلوب آنان بود، با «اصلاح» جامعه منافات دارد، و به فساد جامعه مىانجامد و اگر صلاح بخواهد جايگزين فساد شود بناچار اين آزادى بايد مهار شود.
دسته سوم: آياتى كه نشان مىدهد براى امتهاى گذشته نيز وظيفه امر به معروف و نهى از منكر وجود داشته است.
لَيْسوُا سَواءً مِنْ اهْلِ الْكِتابِ امَّةٌ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ «٣» همه اهل كتاب يكسان نيستند، گروهى از آنها ... امر به نيكى و نهى از بدكارى مىكنند و در نيكوكارى مىشتابند.
لَوْلا يَنْهيهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْاحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْاثْمَ وَ اكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعوُنَ «٤»