امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٤١
آيا با چنين توهماتى مىتوان از يك اصل ضرورى دين يعنى «امر به معروف و نهى از منكر» دست برداشت؟ آيا كسى از دانشمندان اسلامى و فقهاى شيعه، تكليف امر به معروف و نهى از منكر را در عصر غيبت حضرت ولى عصر (عج) ساقط دانسته است؟ و اگر به فرض، روايتى هم در اين باره داشته باشيم مى تواند قابل اعتماد باشد؟ به تعبير حضرت امام رضوان الله عليه:
«ما اگر فرض مىكرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه رابه ديوار مىزديم براى اينكه خلاف آيات قرآن است، اگر روايتى بيايد وبگويد كه نهىازمنكر نبايدكرد، اين را بايد به ديوار زد، اينگونه روايت قابل عمل نيست.» «١» در آثار متفكر بزرگ استاد شهيد مرتضى مطهرى نيز به «رابطه انتظار فرج و امر به معروف» توجه شده است:
انتظار فرج دوگونه است: انتظارى كه سازنده است، تحرك بخش است، تعهدآور است وانتظارى كه ويرانگر است، بازدارنده است، فلج كننده است ونوعى «اباحيگرى» محسوب مىشود.
انتظار ويرانگر اين است كه قيام مهدى موعود ماهيت انفجارى دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشيها ناشى مىشود، بنابراين هر اصلاحى محكوم است، زيرا تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست، دست غيب ظاهر نمىشود، و بر عكس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر حق كشى به حكم اينكه مقدمه اصلاح كلى است و انفجار را قريب الوقوع مىكند، رواست، پس كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است. اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعى بغض و عداوت مىنگرند، زيرا آنان را از تأخير اندازان ظهور و قيام مهدى موعود (عج) مىشمارند.
ولى آيات قرآن كريم در جهت عكس برداشت بالاست. از اين آيات استفاده مىشود