امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٣٧
درس سوّم: ريشهها و عوامل بىاعتنايى به مسؤوليّتهاى اجتماعى و بروز بىتفاوتى (٢)
در درس گذشته با بعضى از بهانهها و توجيهها براى شانه خالى كردن از زير بار مسؤوليتهاى اجتماعى آشنا شديم و در اين درس، انحرافات فكرى و برداشتهاى غلط از اسلام كه عامل بروز بى تفاوتى است را بررسى مىكنيم.
اعتقاد به جبر بحث «جبر» يك مسأله اعتقادى و كلامى است. ولى آثار شوم آن پيوسته مورد استفاده و بهرهبردارى رژيمهاى طاغوتى و ستمگر بوده است، جبّاران با شعار «جبر و مشيت الهى» از يك سو اعمال جنايت كارانه خود را توجيه مىكردند و از سوى ديگر، «امر كنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر و اصلاح طلبان» را محكوم كرده، مىگفتند شما عليه خواست و مشيت الهى قيام مىكنيد.
«ابو على جبايى» يكى از بزرگان معتزله مىگويد: «اول كسى كه معتقد به جبر شد، معاويه بود» قاضى عبدالجبار گويد:
معاويه اظهار مىكرد كه آن چه انجام مىدهد به قضاى الهى بوده و مخلوق خداست تا مردم گمان كنند كه او درست مىگويد و اعمالش صحيح است و از جانب خداوند، پيشوا قرار گرفته است. اين رويه به ديگر حاكمان بنى اميه نيز سرايت كرد. «١» قيام امام حسين (ع) كه براى احياى «امر به معروف و نهى از منكر» انجام گرفت، «٢» از