امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٢٧
سرّ مطلب آن است كه آنان كه در بلاد شرك اقامت گزيده و با كافران زندگى مىكنند، راهى براى فراگيرى معارف دينى ندارند و امكان انجام وظايف اسلامى خود را نمىيابند، از اين رو، بناچار اقامت آنها در ديار شرك و كفر، به ترك شعاير دينى و سرانجام، روى گرداندن از دينِ حق مىانجامد، و اين چيزى جز «ظلم به خود» نيست.
تنها با هجرت است كه مىتوان موانع را پشت سر گذاشت و به محيطى كه مناسب براى اقامه شعاير دينى و اظهار تعاليم اسلام است، دست يافت:
وَ مَنْ يُهاجِرْ فى سَبيلِ اللَّهِ يَجِدْ فىِ الْارْضِ مُراغَماً كَثيراً وَسَعَةً «١» و هر كس در راه خدا هجرت كند، در زمين پهناور خدا، براى آسايش و گشايش، جايگاه بسيار خواهد يافت.
اين گونه آيات، علاوه بر آنكه فلسفه هجرت را تبيين مىكند، مسلمانانى را كه در بند مشركين و محاصره كفار قرار دارند، و به واسطه فشارهاى آنها توان انجام رسالتهاى انسانى و اسلامى خود را ندارند، به «هجرت» تشويق و ترغيب مىكند، و با بشارت «وسعت و آسايش» ترس و وحشت، از غربت و تنهايى را از دل آنها مىزدايد.
از اين روست كه اگر هجرت از برنامه اجتماعى انسانها جدا شود، چيزى جز زبونى و اسارت بر آنها باقى نخواهد ماند، زيرا انسانيت انسان در گرو آن است كه بتواند، خود را از عوامل گوناگونى كه مانع حركت تكاملىاش مىشود، رهايى بخشد، و آن كس كه هنوز به محيط مادّى و خانواده و عشيره خويش وابسته است، طعم «آزادى» را نچشيده است. «٢» پيوند امر به معروف و نهى از منكر با هجرت رابطه اين دو اصل اسلامى، از جهات گوناگون قابل بررسى است:
١- با توجه به توضيحاتى كه پيرامون «هجرت» گذشت، معلوم مىشود كه اين دو اصل، داراى يك جهت گيرى مىباشند يعنى «اقامه معروف» و «از بين بردن منكر».