امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٧٢
يابد و منكر رخت بر بندد، نه اينكه تنها با زبان امر و نهى شود. «١» علامه مجاهد، شيخ جواد بلاغى نيز در اين باره مىنويسد: از نظر لغت، امر و نهى همان دستور زبانى است ولى از قرآن مىفهميم كه امر به معروف و نهى از منكر، محدود به آن نيست، بلكه مقصود، هر چيزى است كه به تحقق معروف كمك، و از منكر جلوگيرى مىكند، چه سخن و قول باشد، و چه كار و فعل، و چه به كارگيرى وسائلى كه به اين هدف جامه عمل مىپوشاند. «٢» پس وظيفه دولت امر به معروف ونهى از منكر ١٨٣ «منابع و مآخذ» اسلامى را در امر به معروف و نهى از منكر، فراتر از امر و نهى با زبان به وسيله «بخشنامه» بايد دانست، بلكه مسؤوليت در حد به كارگيرى تمام امكانات و وسائل براى تحقق معروف و جلوگيرى از منكر است، مسؤوليتى كه حضرت على (ع) در ديباچه عهدنامه مالك اشتر از آن به «استصلاح اهل مصر» تعبير مىكند و مىفرمايد:
ولايت مصر را به تو سپردم تا به اصلاح حال مردم بپردازى «٣» همان مسؤوليتى كه آن حضرت در مورد ديگرى با اين جملات از آن ياد مىكند:
«بار خدايا تو آگاهى كه آنچه انجام دادهام، نه به جهت ميل و رغبت در حكومت، و نه براى به دست آوردن چيزى از كالاى دنيا بوده است، بلكه براى اين است كه مىخواستم آثار دين تو را كه تغيير يافته، دوباره بازگردانم و در شهرهايت اصلاح پديد آورم، تا بندگان ستمديدهات آسايش و امنيت يابند، و احكام و حدود فراموش شدهات، حاكم گردد.» «٤» آنچه در اين بيان علوى ديده مىشود، تفسيرى از همان رسالت «امر به معروف و نهى از منكر» است، كه حضرت به عنوان فلسفه وجود حكمت خود بر مىشمارد.
دولت اسلامى براى آنكه بتواند معروف را در جامعه گسترش دهد و منكر را از ميان بردارد، بايد از شيوهها و امكانات فراوانى استفاده كند: