امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٠٧
طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى مَواسِمَهُ «١» مىفرمايد: او طبيب بود، پزشكى بود كه بيمارها و بيماريها را معالجه مىكرد، بعد به اعمال اطبّا تشبيه مىكند كه اطبا هم مرهم مىنهند و هم جراحى مىكنند و گاهى داغ مىكنند.
مىگويد پيغمبر دو كاره بود، پزشكى بود هم مرهم گذار و هم جراح و داغ كن. مقصود اين است كه پيغمبر دو گونه عمل مىكرد، يك نوع عمل پيغمبر، مهربانى و لطف بود. اول هم «احْكَمَ مَراهِمَهُ» را ذكرمىكند؛ يعنى عمل اول پيغمبر هميشه لطف و مهربانى بود، ابتدا از راه لطف و مهربانى معالجه وبا منكرات مبارزه مىكرد. امّا اگر به مرحلهاى مىرسيد كه ديگر لطف و مهربانى و احسان و نيكى سود نمىبخشيد، آنها را به حال خود نمىگذاشت، اينجا بود كه وارد عمل جرّاحى و داغ كردن مىشد، هم مرهمهاى خود رابسيار محكم و مؤثر انتخاب مىكرد و هم آنجا كه پاى داغ كردن و جراحى در ميان بود، بطور عميق داغ مىكرد و قاطع جرّاحى مىنمود. سعدى ما هم اين را مىگويد، ولى بدون آنكه حق تقدّمى براى مهربانى قائل شده باشد، مىگويد:
درشتى و نرمى به هم در به است چو رگزن كه جرّاح و مرهم نه است مىگويد: همدرشتى بايدباشد و هم مهربانى، مثل رگزن كه هم جرّاحى مىكند و هم مرهم مىنهد.» «٢» استفاده از مراتب و درجات مختلف نهى از منكر، مطلبى است كه در قرآن كريم آمده است، از آن جمله خداوند نسبت به زنانى كه حقوق همسرانشان را رعايت نمىكنند، فرموده است:
وَاللَّاتى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِىالْمَضاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَانْ اطَعْنَكُمْ فَلاتَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلًا انَّ اللَّهَ كانَ عَليّاً كَبيراً «٣»