امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٥٦
در اينجا بايد از نقش رهبر فقيد انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى سلام الله عليه سخن بگوييم، كه نه تنها امر به معروف و نهى از منكر را در سطح جامعه زنده كرد و با معرفى «طاغوت» به عنوان بزرگترين منكر و ريشه ديگر منكرات، به ريشه كن كردن آن قيام كرد، و براى تشكيل «حكومت اسلامى» به عنوان بزرگترين «معروف» حركت نمود، بلكه علاوه بر آن، اين بحث فراموش شده را دوباره در فقه زنده كرد.
تأثير حضرت امام را در احياى بحث امر به معروف و نهى از منكر در فقه، در ابعاد زير مىتوان خلاصه كرد:
١- با بازگرداندن آن به رسالههاى عمليّه، بار ديگر پس از چهارصد سال، غبار فراموشى را از اين اصل مهم زدود و به مردم يادآورى كرد كه امر به معروف و نهى از منكر همانند نماز و روزه تعطيل شدنى نيست.
٢- در حالى كه، فروع فقهى، در همه ابواب مثل نماز و روزه، پيوسته افزايش يافته است، ولى در بحث امر به معروف و نهى از منكر، فقهاى بزرگ، فروع جديدى مطرح نمىكردند. حضرت امام (ره) در رسالههاى خود به «تفريع» در اين بحث پرداخت، و براى اولين بار، فروع اين بحث فقهى را در تحرير الوسيله به «١٣٠ مسأله» رساند، در حالى كه بسيارى از اين فروع، در كتابهاى فقهى گذشته به چشم نمىخورد.
٣- براى اينكه اين اصل، در بين مردم احساس مسؤوليت را زنده كند، حضرت امام (ره)، در رساله عمليه خود، ريشه منكرات را معرفى و مردم را با صراحت به مبارزه با طاغوت، به عنوان، بزرگترين منكر فرا خواند.
٤- رسالت علما را درباره امر به معروف و نهى از منكر، مورد تأكيد قرار داد و چندين فرع و مسأله را به پيامدهاى «سكوت علماى دين» در برابر اين فريضه اختصاص داد و از مردم خواست تا به بهانههاى واهى كه عدهاى عالم نما براى نزديكى به طاغوت مطرح مىكنند، توجه نكرده، و آنها را طرد كنند.
٥- امر به معروف و نهى از منكر، با توجه به برخى از شرايط آن، تأثير انقلابى خود را از دست داده، و با ابهاماتى در اذهان مردم همراه شده بود، از آن جمله مىگفتند: امر به معروف و نهى از منكر در صورتى واجب است كه به جان و مال انسان ضررى وارد