امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٦٤
اين باره نقل كرده است. اين تعداد روايات، غير از رواياتى است كه محدث جستجوگر ميرزا حسين نورى در «مستدرك الوسائل» جمع آورى كرده است.
مجموعه روايات ائمه (ع) درباره امر به معروف و نهى از منكر، گنجينه ارزشمندى است كه راه اجتهاد و استنباط را در طول تاريخ بر اهل نظر مىگشايد، و زواياى گوناگون اين مسأله را از ديدگاه فقه، اخلاق، تفسير و ... در اختيارشان قرار مىدهد.
بخوبى مىتوان حدس زد كه اگر اين بيانات نورانى و هدايتگر به دستمان نرسيده بود، امروز اين «اصل مهم اسلامى» با چه تحريفها و سوء برداشتهايى در بين ما همراه بود؟ آيا مانند خوارج برخورد تحجّر آميز با آن نداشتيم و آن را به صورت يك اصل تعبدى و بر كنار از تدبّر و تفكّر در نمىآورديم؟ يا مانند اهل حديث، بخشهاى مختلف آن را حذف نمىكرديم؟ و با طرح همه جانبه بحث امر به معروف و نهى از منكر از سوى ائمه (ع)، در دوران ٢٥٠ ساله امامت (بعد از وفات پيامبر (ص) تا شروع غيبت صغرى)، از يك سو اين موضوع حياتى، زنده نگاه داشته مىشد، و از سوى ديگر بخشهاى گوناگون آن با تحليلهاى عميق واصيل عرضه شده راه بر تحريف گران و كج انديشان بسته مىشد.
بُعد عملى امامان شيعه، علاوه بر تحليل علمى و ارائه مباحث امر به معروف و نهى از منكر، در سيره خويش نيز اهتمام فراوان به اين اصل سرنوشت ساز و حسّاس داشتند. در اينجا به عنوان نمونه، به مواردى اشاره مىشود:
١- جنگ مسلحانه براى اقامه معروف و بازداشتن از منكر : موقعيت مبارزه مستقيم، به شكل نبرد مسلحانه در ميدان جنگ با دشمن، در دوران امامت ائمه (ع) تنها براى حضرت على (ع) و امام حسين (ع) پيش آمد، و در هر دو مقطع تاريخى، «امر به معروف و نهى از منكر» اصلى ترين عامل مبارزه از سوى آن پيشوايان معصوم بود.
در جنگ صفين، فردى خدمت حضرت على (ع) رسيد و تقاضاى مصالحه كرد تا معاويه و يارانش به شام برگردند، و حضرت نيز به همراه سپاهيان خود، به عراق برگردد.