امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٥١
انجام امر به معروف و نهى از منكر نيز اعتقاد داشته، و در مواقع لازم آن را واجب مىدانستند، در مقابل كسانى همچون احمد بن حنبل پيشواى حنبلىها كه امر به معروف و نهى از منكر را تنها «قلبى و زبانى» مىدانست.
معتزله از يك طرف شرايط امر به معروف و نهى از منكر را پذيرفتند (بر خلاف خوارج) و از طرف ديگر آن را محدود به قلب و زبان ندانستند (بر خلاف حنبلىها). آنها معتقد بودند كه اگر منكرات شايع شود، يا حكومت فاسد و ستمگر باشد، بر مسلمانان واجب است كه تجهيز قوا كرده، قيام كنند. «١» امر به معروف و نهى از منكر در فقه شيعه متون فقهى كه از علماى گذشته به يادگار مانده، نشان مىدهد، كه امر به معروف و نهى از منكر، به عنوان يك بحث فقهى، پيوسته مورد نظر آنان قرار داشته است؛ ازاين رو قسمتى از مباحث خود را به آن اختصاص دادهاند.
مباحثى كه فقهاى اسلام، پيرامون اين فريضه مطرح كردهاند، از اين قرار است:
١- امر به معروف و نهى از منكر از ضروريات دين است.
آنچه را كه مسلمانان مثل نماز و روزه، جزء دين مىدانند. «ضرورى دين» شمرده مىشود «٢» و هر چه كه از ضروريات دين به حساب آيد، داراى احكام خاصى است، از آن جمله: «اگر كسى منكر يك حكم ضرورى دين شود و به ضرورى بودن آن حكم هم عالم باشد، چنانچه اين انكار، به انكار رسالت يا تكذيب پيامبر (ص) بينجامد، وى كافر و نجس است.» «٣» براين اساس حضرت امام خمينى قدس سره درباره امر به معروف و نهى از منكر چنين فتوا دادهاند: