امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٤٢
او را از گناه بازداشت. براى آنكه چهره دين تغيير نكند، و احكام الهى در جامعه مطرح باشد، و بدعتها در دراز مدّت به عنوان «دين» تلقى نشود، بايد به مبارزه پرداخت.
بدين خاطر، شرايطى كه براى «نهى از منكر» وجود داشت، نسبت به اين «منكر خاص» يعنى «بدعت» وجود ندارد، و بايد مبارزه در سطحى وسيعتر، همه جانبهتر و شديدتر انجام گيرد. فقيه ژرف انديش «شهيد ثانى» پس از طرح اين سؤال كه «آيا براى جلوگيرى از بدعت، شرايط امر به معروف و نهى از منكر را بايد در نظر گرفت يا نه» مىگويد: ظاهر روايات و نصوص، و نيز ظاهر فتاواى فقها، اين است كه نه، چرا كه مبارزه را بطور كلى لازم دانستهاند. «١» در اين قسمت، نقل يك جريان تاريخى، به روشن شدن مطلب كمك بيشترى مىكند:
«پس از تبعيد حضرت امام خمينى قدس سره در سال ١٣٤٤ از تركيه به نجف اشرف، ايشان با آيت الله حكيم، ملاقات و گفتگويى داشتند.
امام خمينى: خوب است براى تغيير آب و هوا به ايران برويد و اوضاع آنجا را از نزديك ببينيد، و مشاهده كنيد كه بر اين ملت مسلمان چه مىگذرد، در دوران مرحوم بروجردى، عدم اقدام ايشان را عليه دولت جابره، حمل بر صحت مىكردم و مىگفتم مطالب را به ايشان نمىرسانند. نسبت به جناب عالى هم اين طور معتقدم كه فجايع حكومت ايران را به گوش شما نمىرسانند، و گرنه شما هم ساكت نمىمانديد.
آيت الله حكيم: چه مىشود كرد، چه اثرى دارد، مردم از ما تبعيت نمىكنند، براى دين سينه چاك نمىكنند ... بايستى احتمال اثر بدهيم، كشته شدن چه اثرى دارد؟! امام خمينى: عمليات ضد دينى دو جور است، يكى مثل رضا خان، بى دينى مىكرد و مىگفت:
من مىكنم و نسبت به دين نمىداد، البته موضوع اقدام عليه او از باب «نهى از منكر» بود، ولى شاه فعلى، هر عمل ضد قرآن و مذهبى را انجام مىدهد و مىگويد: «از دين است، نظر قرآن چنين است، من از قرآن مىگويم». اين بدعت عظيم كه به اساس ديانت لطمه وارد مىكند، قابل تحملّ نيست، بايد جانبازى كرد.» «٢»