امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١١٨
قَصَمَ ظَهْرى عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ «١» پشت مرا داناى بىپروا و نادان عابد شكستهاند.
به تعبير صدرالمتألهين:
عالمى كه به ارشاد و موعظه ديگران مىپردازد و خود را فراموش مىكند، اسباب تشويق مردم را به گناه، فراهم مىكند و آنها مىگويند: او كه عالم است و معلوماتش از ما بيشتر، اين كار را انجام داده است، پس ضررى ندارد. او چون مىداند كه اين «ترساندنها» اساسى ندارد، به اين اعمال خلاف دست مىزند. «٢» پس هر كس كه مسؤوليت هدايت و رهبرى رابه دوش مىگيرد، بايد قبل از اصلاح ديگران به فكر اصلاح خود باشد. امير مؤمنان على (ع) فرمود:
مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ اماماً فَعَلَيْهِ انْ يَبْدَأَ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ «٣» هر كس خود را پيشواى مردم ساخت، بايد پيش از تعليم ديگران، به تعليم خود بپردازد و قبل از تاديب ديگران با زبان، با سيره و روش خود ديگران را به ادب فراخواند.
امير مؤمنان (ع) درباره روش خود فرمود:
اى مردم! به خدا قسم شمارا به اطاعت و عمل خيرى فرانخواندم، مگر آنكه خود در عمل بدان از شما پيشى گرفتهام و شما را از گناهى نهى نكردم، مگر آنكه قبل از شما از آن دورى گزيدم. «٤» اولويت نزديكان امر به معروف ونهى از منكر، حد و مرزى نمىشناسد و در صورتى كه شرايط آن