امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٣٥
بلكه تقيه شيوه خاص امر به معروف و نهى از منكر را در شرايط ويژهاى مشخص مىكند، و چنين نيست كه تقيه در برابر امر به معروف و نهى از منكر، و مساوى با فرار از اين مسؤوليّت الهى باشد.
پس از يك طرف، تقيّه در موارد خاصى است كه بدان اشاره كردهايم، و نمىتوان آن را به عنوان يك دستور كلى، براى فرار از امر به معروف و نهى از منكر تلقى كرد. از طرف ديگر، در موارد فراوانى، از تقيه، به عنوان يك پوشش مناسب براى امر به معروف و نهى از منكر مىتوان و بايد استفاده كرد. مواردى از تقيه كه در قرآن كريم بيان شده، نشان دهنده اين است كه فرد تقيه كننده چگونه با موافق جلوه دادن خود با اهل باطل، آنها را به حق و معروف خوانده و از باطل و منكر باز مىدارد و اين عمل او مؤثر واقع شده است، چون آنها وى را خودى مىپنداشتهاند.
براى بيشتر روشن شدن مسأله به يك مورد اشاره مىكنيم.
مؤمن آل فرعون در سوره «مؤمن» داستان اين مرد الهى آمده است. وقتى حضرت موسى براى انذار فرعونيان آمد و آنان را به ايمان دعوت كرد، فرعون به قوم خود پيشنهاد كرد كه حضرت موسى را بكشند. آن قوم سركش و طغيانگر نيز موافق بودند جز يك فرد از درباريان كه ايمان آورده بود، ولى ايمانش را مخفى مىداشت. او برخاست و با سخنانى متين و منطقى آنان را از كشتن حضرت موسى برحذر داشت.
«مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمانش را پنهان داشته بود، گفت: آيا مردى را كه مىگويد:
پروردگار من خداى يكتاست، و با دليلهاى روشن از جانب پروردگارتان آمده است، مىكشيد؟ اگر دروغگو باشد، گناه دروغش بر گردن خود اوست و اگر راست بگويد، پارهاى از وعدههايى كه به شما داده است، به شما خواهد رسيد، چه اينكه خداوند هيچ گزافكار دروغگويى را هدايت نمىكند. اى قوم من! امروز فرمانروايى از آنِ شماست. بر اين سرزمين غلبه داريد ولى اگر عذاب خدا بر سر ما آيد، چه كسى يارىمان خواهد كرد؟
آن كه ايمان