امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٥٢
«وجوب امر به معروف و نهى از منكر، از ضروريات دين است، و هر كس كه منكر آن شود و به لازمه آن توجه داشته و ملتزم شود، از كفّار است.» «١» ٢- تعريف معروف و منكر كه در درس چهارم، به توضيح آن پرداختيم.
٣- وجوب عقلى يا شرعى امر به معروف و نهى از منكر.
اين مسأله در بين علماى اسلامى، مورد اختلاف نظر قرار گرفته است. عدهاى مانند شيخ طوسى و علامه حلّى بر اين عقيدهاند كه امر به معروف و نهى از منكر يك «واجب عقلى» است، به اين معنى كه حتى اگر از دستورات اسلامى هم كه در اين زمينه وارد شده، چشم پوشى كنيم، عقل انسان، براى تشخيص اين مسأله كه بايد به انجام اين وظيفه پرداخت و جلوى مفاسد را گرفت، كافى است، دانشمندان اسلامى در تبيين «وجوب عقلى امر به معروف و نهى از منكر» به شيوههاى مختلفى استدلال كردهاند، از آن جمله:
«از آنجا كه انسان مدنى بالطبع است و زندگى اجتماعى دارد، و از سويى رفتار و عقايد انسانها بر يكديگر اثر مىگذارد و از يكديگر اثر مىپذيرد، انحراف يك فرد انسان، نه تنها به خود آسيب مىرساند، بلكه به جامعه ضرر وارد مىكند. از اين رو، عقل حكم مىكند كه براى حفظ جامعه و جلوگيرى از سرايت فساد بايد به امر به معروف و نهى از منكر پرداخت. از نظر عقل سليم همان گونه كه مبارزه براى جلوگيرى از شيوع بيماريهاى جسمى لازم است، و اگر فردى به اين گونه بيماريهاى واگيردار مبتلا شود، بايد از سرايت بيمارىاش به ديگران به هر وسيله ممكن پيشگيرى كرد، در بيماريهاى روحى و انحرافات اخلاقى نيز اگر پيشگيرى و مراقبت صورت نگيرد، جامعهاى به انحراف كشيده مىشود، بدين جهت، عقل به «امر به معروف و نهى ازمنكر» حكم مىكند.» با توجه به اين حكم عقلى است كه «علامه حلى» امر به معروف و نهى از منكر را فراتر از يك وظيفه اسلامى يا دستور دينى تلقى مىكند. و مىگويد: «در وجوب اين دو بين عاقلان هيچ گونه اختلافى وجود ندارد، و همه بدان حكم مىكنند. «٢»