امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١١٥
*** مگر نه اين است كه اينان با رفتار خود، تأثير سخن خود را از بين مىبرند!؟
مگر هيچ عاقلى زحمت و تلاش خود (امر به معروف و نهى از منكر) را اين گونه بر باد مىدهد؟ آيا فكر و انديشه ندارند؟ (افَلا تَعْقِلُونَ)
اين توجيح هر چند متوجه دانشمندان يهود است، ولى در حقيقت متوجه همه كسانى است كه اين رويّه را پيشه خود ساختهاند و بين گفتار و رفتارشان فاصله و جدايى وجود دارد، و به تعبير فيض كاشانى «اين آيه در حق همه كسانى كه از حق دم مىزنند و به باطل عمل مىكنند، جارى است. «١»» قرآن كريم در آيه ديگر مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و بشدت توبيخ كرده است:
يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ «٢» اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا آنچه را كه عمل نمىكنيد، مىگوييد، اينكه سخنى بگوييد و انجام ندهيد، خداوند را به خشم مىآورد.
امام سجاد (ع) دو گانگى بين گفتار و عمل را نفاق معرفى مىكند:
الْمُنافِقُ يَنْهى وَ لايُنْتَهى وَ يَأْمُرُ بِما لا يَأْتى «٣» منافق نهى مىكند ولى خود بازداشته نمىشود و امر مىكند به چيزى كه خود انجام نمىدهد.
وقتى زبان با رفتار هماهنگ بوده و انسان در عمل به آنچه مىگويد، پايبند باشد، نشانه آن است كه به سخن خود اعتقاد دارد، چه اينكه مخالفت عملى با گفتار، نشانه بىاعتقادى گوينده به سخن خود مىباشد.
راه نجات آن است كه همان گونه كه بر ديگران سخت مىگيريم و رفتار آنها را تحت مراقبت قرار داده، با وسوسه و گاه سوءظن بيجا به اعمال آنها چشم مىدوزيم، همين دقت و سختگيرى را نسبت به اعمال خود داشته باشيم، و چنان نباشيم كه براى ديگران «سخت گيرى» و براى خود «سهل انگارى» كنيم.