امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٧٦
بزرگوار به رسم و روش اسلام آشنا بودند، متوجه بودند كه از يك طرف بايد پيرمرد را آگاه كنند كه وضويش باطل است و از طرف ديگر، اگر بطور مستقيم به او بگويند كه وضويت باطل است، شخصيتش جريحهدار مىشود، و اولين واكنشى كه نشان مىدهد، اين است كه مىگويد «نه خير، همين طور درست است». بنابراين جلو رفتند و گفتند: ما هر دو مىخواهيم در حضور شما وضو بگيريم، ببينيد كدام يك از ما بهتر وضو مىگيريم. او مىپذيرد، امام حسن (ع) يك وضوى كامل در حضور او گرفت، بعد هم امام حسين (ع) اين كار را انجام داد. تازه پيرمرد متوجه شد كه وضوى خودش نادرست بوده، بعد گفت: وضوى هر دو ى شما درست است، وضوى من خراب بوده.
آنها اين طور از طرف اعتراف گرفتند، حالا اگر در اينجا مىگفتند: «پيرمرد خجالت نمىكشى؟ با اين ريش سفيدت هنوز وضو گرفتن بلد نيستى؟» او از نماز خواندن هم بيزار مىشد.» «١» اقدام همه جانبه امر به معروف و نهى از منكر، ابزار گوناگونى دارد كه در هر مورد، بر اساس شرايط و اوضاع و احوال مىتوان از آنها بهره گرفت: تنبيه و تشويق، زبان و قلم، آشتى و قهر، ضرب و شتم و موفقيت جامعه اسلامى براى دعوت به خوبيها و جلوگيرى از بديها، در گرو آن است كه از شيوههاى مختلف به صورت هماهنگ استفاده شود، و اگر تنها به «دعوت لفظى» و امر و نهى زبانى بسنده كند، بهره لازم را نخواهد بُرد.
از امام صادق (ع) چنين نقل شده است:
ما جَعَلَ اللَّهُ بَسْطَ الِلّسانِ وَ كَفَّ الْيَدِ وَلكِنَّ جَعَلَهُما يَبْسُطانِ مَعاً وَ يَكُفَّانِ مَعاً «٢» خداوند قرار نداده است كه «زبان» گشوده، و «دست»، بسته باشد، بلكه خداوند خواسته است كه هر دو گشوده يا هر دو بسته باشد.