امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٤٥
كه فلسفه امر به معروف و نهى از منكر را بيان مىكند: «گروهى از مردم در يك كشتى سوار شدند و كشتى سينه دريا را مىشكافت و مىرفت، هر يك از مسافران در جايگاه مخصوص خود نشسته بود. يكى از مسافران به عذر اينكه اينجا كه نشستهام جايگاه خودم است و تنها به خودم تعلق دارد، با وسيلهاى كه در اختيار داشت به سوراخ كردن همان نقطه پرداخت، اگر ساير مسافران همان جا دست او را گرفته و مانع مىشدند، غرق نمىشدند و مانع غرق شدن آن بيچاره نيز مىشدند.» «١» نتيجه موارد چهارگانه مزبور، از جمله انحرافات فكرى است كه در سستى جامعه براى قيام به امر به معروف و نهى از منكر تأثير دارد؛ از اين رو «امر به معروف و نهى از منكر» را بايد يك اصل بنيادين كه تفكر مسلمانان را از زلال و ناخالصيهاى آن جدا مىكند، تلقى كرد. آنان كه اين اصل را بخوبى شناختهاند، در دام چنين لغزشگاههاى خطرناك قرار نمىگيرند. آنان:
اعتقاد به جبر را به اعتقاد به مسؤوليت انسان، انتظار فرج ويرانگر را به انتظار فرج سازنده، انزوا و عزلت را به حضور و فعاليت در جامعه، انكار مسؤوليتهاى اجتماعى را به اعتقاد مسؤوليتهاى اجتماعى، تبديل كردهاند.