امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٥١
مىكنند و آفرين مىگويند و در صورت دوّم ملامت مىكنند و نفرين مىگويند. اينكه وجدان آن انسان حكم مىكند «پاداش احسان، احسان است» و هم اينكه وجدان انسانها حكم مىكند كه «پاداش دهنده نيكى را به نيكى بايد آفرين گفت و بى اعتنا را بايد مورد ملامت و شماتت قرار داد» از وجدان اخلاقى ناشى مىشود و اين گونه اعمال را «خير اخلاقى» مىگويند.» «١» اين گونه ارزشها، فراتر از منافع مادى است و نمىتوان آنها را القاء محيط تلقى كرد، بلكه دركى است كه هر انسانى از اعماق روح خود دارد، از اين رو، قرآن كريم در مواردى از فطرت انسان و وجدان اخلاقى او سؤال مىكند، سؤالاتى كه هيچ انسانى نمىتواند بدون پاسخ بگذارد:
هَلْ جَزاءُ الْاحْسانِ الَّا الْاحْسانُ «٢» آيا جزاى نيكى، جز نيكى است؟
٢- به وسيله شرع علاوه بر عقل و فطرت، شرع نيز در شناخت خوبى و بدى به كمك انسان مىآيد.
هيچ كس در تشخيص خوب و بد كارها و ترسيم برنامه كلى براى زندگى، نمىتواند خود را بىنياز از «دين» بداند، زيرا:
اول اينكه ترسيم يك طرح كلى كه تمام مسائل زندگى شخصى انسان را در بر بگيرد و منطبق بر مصالح زندگى بشر باشد، تنها با احاطه بر مجموع مصالح زندگى امكان پذير است، و چنين احاطهاى براى بشر ميسور نيست. البته برخى از دانشمندان ادعاى «خودكفايى» عقل را در يافتن راه سعادت، مطرح كردهاند، ولى جاى اين سؤال از آنها هست كه آيا در جهان، دو فيلسوف يافت مىشود كه در پيدا كردن اين راه، وحدت نظر داشته باشند؟ خود سعادت كه هدف اصلى و نهايى است، يكى از ابهام آميزترين مفاهيم