امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٧٥
ريشهيابى منكرات انسان موجودى مركب از «عقل» و «شهوت» است، به واسطه همين تركيب است كه هم زمينه عروج به كمالات در او وجود دارد، و هم «سرپيچى و گناه» از او، دور از انتظار نيست.
شرايط اجتماعى و محيط، در ظهور و بروز اين زمينهها تأثير گوناگونى دارد. گاه در شرائطى تخم عصيان و نافرمانى در اين زمين آماده ريخته مىشود و محصول فساد و تباهى درو مىگردد، و گاه با تقويت استعدادهاى الهى، محصول فضيلت و انسانيت به بار مىنشيند.
به هر حال، منكرات از يك سو در نابسامانيهاى روحى گناهكار ريشه دارد، و از سوى ديگر شرايط خارجى به فعال كردن آن ريشهها، و بذر افشانى در آن زمينهها كمك مىكند؛ ازاين رو، ريشه كن ساختن منكربدون توجه به «عوامل اصلى بروز گناه» امكان ندارد.
بررسى عوامل بروز فساد، آن هم در ابعاد گوناگون فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و شناسايى آنها، راه صحيح مبارزه با فساد را به ما مىنماياند و به دنبال آن با ديد وسيع و اشراف كامل مىتوانيم در جهت ريشه كن ساختن عوامل فساد اقدام كنيم.
استفاده از روشهاى غيرمستقيم امر به معروف و نهى از منكر، چه با زبان، چه با عمل، به دو صورت انجام مىگيرد:
الف- مستقيم: به عنوان مثال براى امربه معروف به فردى مىگوئيم: فلان عمل واجب را انجام دهيد.
ب- غير مستقيم: بطور مثال در لابلاى گفتار خود، به او تفهيم مىكنيم كه آن كار را بايد انجام دهد، مثل اينكه بدون آنكه متوجه شود كه او را مورد خطاب قرار دادهايم، از فردى كه آن وظيفه واجب را انجام داده است، تعريف مىكنيم.
بدون شك، روش دوّم تأثير بيشترى دارد. نمونه استفاده از روش غير مستقيم، شيوه امام حسن و امام حسين عليهما السلام است كه در اين نقل تاريخى آمده است:
«امام حسن و امام حسين عليهما السلام در حالى كه هر دو طفل بودند، به پيرمردى كه مشغول وضو گرفتن بود، برخورد مىكنند و متوجه مىشوند كه وضوى او باطل است. اين دو