امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٤٤
اصلاح خود در بينش اسلامى «اصلاح خود» با «اصلاح جامعه» پيوند داشته و با همديگر ناسازگارى ندارد، به اينمعنى كه هيچ يك به بهاى حفظ ديگرى قربانى نمىشود و براى پرداختن به يكى، چشم پوشى از ديگرى روا نيست، بلكه انجام وظايف فردى همراه انجام تكاليف اجتماعى از مسلمانان خواسته شده است.
در تفكر اسلامى «فرد» و «جامعه» داراى تأثيرى متقابل و ارتباط دو جانبهاند، و اصلاح هر يك در اصلاح ديگرى تأثير دارد، چه اينكه فساد يكى، ديگرى را نيز به فساد مىكشاند. وقتى محيط اجتماعى به سوى آلودگى حركت كند، حفظ افراد، دشوار خواهد بود. چه اينكه با ريشه كن كردن آلودگيهاى اجتماعى، زمينه رشد افراد نيز فراهم مىآيد، از سوى ديگر هر كس با اصلاح خويش مىتواند به اصلاح جامعه كمك كند و حتى آنان كه در صدد رفع تباهى از ديگران هستند، در جهت رشد خود نيز تلاش كردهاند.
كسانى كه «اصلاح خود» را از «اصلاح ديگران» جدا مىدانند، و معتقدند كه به جاى تلاش براى نجات ديگران، تنها بايد در فكر نجات خود بود، نه تنها از بينش صحيح اسلامى برخوردار نيستند، بلكهبرداشت درستى از «ماهيت جامعه و زندگى اجتماعى انسان» ندارند.
نوع رابطه انسانها با يكديگر، همچون ارتباط چوبهاى كبريت (البته چوبهاى بدون گوگرد) كه در يك قوطى در كنار هم قرار گرفتهاند نيست. تا هر يك از ديگرى بيگانه و جدا باشند، و حتى از نوع ارتباط اجزا و قطعات يك ماشين كه از پيوستگى و ارتباط قويترى برخوردارند، نيست، بلكه:
«نيازهاى مشترك اجتماعى و روابط ويژه انسان، انسانها را آن چنان به يكديگر پيوند مىزند و زندگى را آن چنان وحدت مىبخشد كه افراد را در حكم مسافرانى قرار مىدهد كه در يك اتومبيل يا يك هواپيما يا يك كشتى سوارند و به سوى مقصدى در حركتند و همه با هم به منزل مىرسند و يا همه با هم از رفتن مىمانند و همه با هم دچار خطر مىگردند و سرنوشت يگانهاى پيدا مىكنند. چه زيبا مثلى آورده رسول اكرم (ص) آنجا