امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٣٤
قرار دهيد و اگر خطرى پيش آمد (كه يا بايد جان باخت و يا دين) با گذشتن از جان، دينتان را حفظ كنيد و بدانيد كه هلاك شده كسى است كه دينش را از دست داده باشد و غارت شده كسى است كه دين او را ربوده باشند.» «١» نتيجه عوامل ياد شده بخشى از ريشههاى بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مسؤوليتهاى اجتماعى است و نتيجه چنين افكار و روحياتى، اشاعه منكرات و رواج بىبند و باريها خواهد بود، چرا كه با ترك امر به معروف و نهى از منكر افراد فاسد مانعى در برابر خود احساسى نمى كنند، و پروايى از هيچ عمل خلاف نخواهند داشت. از اين رو، حضرت مسيح در مواعظ آتشين خود مى فرمود:
«وقتى آتش سوزى در يك خانه به وجود آيدپيوسته از خانهاى به خانه ديگر، سرايت مىكند تا جايى كه خانههاى بسيارى را فرا مىگيرد، مگر آنكه قبل از توسعه آتش، حريق را در همان خانه اول مهار كنند، همين طوراستآتش فتنه ستمگران كه اگر جلوى آنها را بگيرند ديگران در ظلم و جنايت از او پيروى نخواهند كرد. من بحقيقت به شما مىگويم همان طور كه هر كس ببيند كه مارى مىخواهد برادرش را بزند، و او برادر را بر حذر ندارد و به واسطه نيش مار كشته شود، از شركت در خون او ايمن نخواهد بود، همچنين اگر كسى ببيند كه برادرش مىخواهد گناه كند، و او را بر حذر ندارد، از شركت در آن گناه ايمن نخواهدبود، و هر كس بتواند جلوى ستمگرى را بگيرد، ولى اين كار را نكند، مانند آن ستمكار خواهد بود. چگونه ظالم ترس و وحشت داشته باشد، با اينكه در بين شما آسوده زندگى مى كند، وكسى جلوى او رانميگيرد و بر او اعتراض نمىكند؟! چرا ظالمان كوتاه بيايند، و چرا مغرور نشوند؟ آيا اين كافى است كه بگوييد: من ظلم نمى كنم و هر كه هر چه مىخواهد بكند؟ و در مقابل ظلم اعتراض نكنيد؟ «٢»