امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ٢٨
با همه اين تأكيدات، كم نيستند كسانى كه خود را مسلمان مىدانند، ليكن از مسائل جامعه اسلامى با بى تفاوتى عبور مىكنند، همانها كه امير مؤمنان (ع) از ايشان به ميت تعبير مىكند:
وَ مِنْهُمْ تارِكٌ لِانْكارِ الْمُنْكَرِ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ فَذلِكَ مَيِّتُ اْلَاحْياءِ «١» و برخى از آنها منكر را با زبان و قلب، و دست انكار نمىكند، پس او مرده زندگانى است.
همان گونه كه «رشد، تنفس و واكنش در برابر عوامل بيرونى» از علايم حيات طبيعى موجود زنده تلقى مىشود، حيات انسانى نيز داراى علامتهايى از جمله «برخورد انكارآميز با زشتيها» است. آنان كه هيچ گونه احساس وتكليفى در مقابل مفاسد ندارند مردهاند، مردگانى كه در بين زندگان راه مىروند. چنين افرادى داراى شخصيت متعادل انسانى نيستند، و روح آنها واژگون است:
فَمَنْ لَمْيَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَلَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً قُلِبَ فَجُعِلَ اعْلاهُ اسْفَلَهُ وَاسْفَلُهُ اعْلاهُ «٢» آن كس كه با قلب خويش كار پسنديده را (به پسنديدگى) نشناخت و منكر را انكار نكرد، وارونه گرديده و بالايش پايين، و پايينش بالا قرار گرفته است.
بى اعتنايى به مسؤوليتهاى اجتماعى، عوامل گوناگونى دارد كه برخى ريشه در ضعف بينشهاى فكرى و برخى ديگر ريشه در ضعف شخصيت روحى دارد. در اينجا به ذكر برخى از آنها مىپردازيم:
ترس از ضررهاى مالى و جانى آنان كه «حفظ خود» را از «حفظ كيان اسلام» برتر و بالاتر مىدانند هر جا امر به معروف و نهى از منكر برايشان صدمهاى به همراه داشته باشد و در آن احتمال خطرى بدهند عقب نشينى مىكنند و لب فرو مىبندند.