امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٦٥
امام على (ع) ضمن ردّ اين پيشنهاد، علت اصرار خود را بر ادامه مبارزه، «مسؤوليت امر به معروف و نهى از منكر» ذكر كرد:
انَّ اللَّهَ تَبارَكَ لَمْ يُرْضِ مِنْ اوْلِيائِهِ انْ يُعْصَ فِى الْارْضِ وَ هُمْ سُكُوتٌ مُذْعِنُونَ لا يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ و لا يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَوَجَدْتُ الْقِتالَ اهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ مُعالَجَةِ الْاغْلالِ فى جَهَنَّمَ «١» خداوند از اولياى خود راضى نيست كه در هنگام گناه در روى زمين، آنها ببينند و بدانند و ساكت باشند، امر به معروف و نهى از منكر نكنند، از اين جهت جنگ را بر خودم آسانتر از تحمّل غلهاى جهنّم يافتم.
اين بيان علوى، علاوه بر آنكه فلسفه جهاد را از ديدگاه آن حضرت تشريح مىكند، نشان مىدهد كه امر به معروف و نهى از منكر از چه جايگاه والايى در نظر ايشان برخوردار است كه به واسطه آن، تمام مشكلات و حتى كشته شدن را بايد تحمّل كرد، و در هيچ شرايطى نبايد به ترك آن رضايت داد، كه نتيجه آن گرفتارى در غلهاى جهنم خواهد بود.
امام حسين (ع) نيز فلسفه قيام خود را در برابر يزيد بن معاويه «امر به معروف و نهى از منكر» ذكر مىكند، و در وصيتنامه خود به محمد بن حنفيّه مىنويسد:
وَ انّى لَمْ اخْرُجْ أَشِراً وَ لا بَطَراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ بِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى (ص) اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْكَرِ ... «٢» من از روى خودخواهى يا براى خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى از مدينه خارج نشدم، بلكه طالب مصلحت امت جدّم و خواستار انجام امر به معروف و نهى از منكر هستم. در بين متفكران اسلامى، شهيد مطهرى، درباره پيوند و ارتباط قيام امام حسين (ع) با امر به معروف و نهى از منكر، كلامى عميق و لطيف دارد وى مىگويد: امر به معروف و نهى از منكر ارزش نهضت امام حسين (ع) را بالا برد، و امام حسين (ع) نيز ارزش امر به معروف و نهى از منكر را بالا برد. «٣»