امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٦٠
در هرامتى، پيامبرى مبعوث كرديم تا اعلام كند كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت پرهيز كنيد.
در اين آيه، هدف بعثت هر پيامبرى، دعوت به «عبادت خدا و پرهيز از طاغوت» ذكر شده است. البته عبادت خدا، همان عمل شايسته و پسنديدهاى است كه مهمترين ركن «معروف» يا تنها ركن آن را تشكيل مىدهد، چه اينكه «طاغوت» در قالب سركشان و طغيانگران درونى «هواى نفس» و در شكل بيدادگران بيرونى، بزرگترين «منكر» است، از اين رو، اجتناب از طاغوت در مراحل گوناگون آن، از مراتب «نهى از منكر» شمرده مىشود.
دسته دوم: آياتى كه مصاديق «معروف» و «منكر» را كه انبيا به آن پرداختهاند، تبيين مىكند. براى مثال قرآن در مورد حضرت شعيب مىفرمايد:
«و ما به سوى اهل مدين برادرشان شعيب را به رسالت فرستاديم. او گفت: اى مردم! خداى يكتا را كه جز او خدايى نيست پرستش كنيد و در كيل و وزن كم فروشى مكنيد، من خير شما را در آن مىبينم، من مىترسم از روزى كه عذاب سخت شما را فراگيرد، اى قوم! در سنجش وزن و كيل اجناس عدالت داشته باشيد و به مردم كم نفروشيد و در زمين به فساد برنخيزيد. «١» بعد مىفرمايد:
من (از اين امر و نهى شما) جز اصلاح در حدى كه بتوانم نمىخواهم. «٢» اين آيات نشان مىدهد كه در منطق انبيا «منكر» داراى مفهومى گسترده و مصاديق زيادى است. همچنين از اين آيات مىتوان فهميد، انبياى الهى كه براى «اصلاح» قيام مىكنند، «راه رسيدن» به اصلاح را در چه مىدانند. آنان اصلاح را در گرو مهار كردن سودجوييهاى ظالمانه دانسته و برخورد با كسانى كه قسط و عدالت را در روابط تجارى رعايت نمىكنند، وظيفه خود مىدانند.
«بسط عدالت» در جامعه، هدفى است كه انبيا براى آن مبعوث شدهاند: