امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٣٢
را چنين تفسير مىكند:
«تقيه عبارت است از تاكتيك معقول به كار بردن در مبارزه براى حفظ بيشتر و بهتر نيروها.
بديهى است كه هر فردى چه از نظر جانش و چه از نظر امكانات اقتصادىاش و چه از نظر حيثيات اجتماعىاش، براى جبههاى كه در آن جبهه پيكار مىكند، يك نيروست، يك سرمايه است. بيشترين كوشش براى حفظ اين نيروها و سرمايهها بايد به كار برده شود، چرانيروها بىجهت هدر برود؟ چرا قدرتها بىجهت ضعيف گردد، بايد جبهه هر چه بيشتر قوى و نيرومند بماند.
تقيه نوعى به كار بردن سپر در مبارزه است. اين كلمه از ماده «وقى» است كه به معنى نگهدارى است. وظيفه يك فرد مبارز در مبارزه تنها اين نيست كه حريف را بكوبد، خود نگهدارى در حدّ امكان نيز وظيفه مبارز است. تقيه يعنى هر چه بيشتر زدن و هر چه كمتر خوردن. به هر حال، تقيه تاكتيك معقول و خردمندانهاى است در مبارزه.
ولى امروز مىبينيم كه اين كلمه از مفهوم اصلى خود بكلى تهى گشته و مفهوم ضد مبارزه به خود گرفته است. از نظر عافيت طلبان، تقيه يعنى از ميدان به در رفتن و صحنه را به دشمن واگذار كردن، و در مقابل به جر و بحث و هو و جنجال پرداختن.» «١» اين بيان روشن استاد شهيد، نشان مىدهد كه «تقيه» در برابر «مبارزه» قرار ندارد، بلكه تقيه، «روش و شيوه مبارزه» را در شرايط خاص تعيين مىكند. بدين جهت، از امام صادق (ع) نقل شده است كه مؤمن پيوسته در جهاد و مبارزه است؛ در دوران حاكميت باطل به وسيله تقيه، و در دولت حق بوسيله شمشير با دشمنان خدا جهاد مىكند. «٢» تقيّه ممنوع در مورد احكامى كه از نظر شارع داراى اهميّت خاصى است، مثل از بين رفتن كعبه و مشاهد مشرفه، تقيه جايز نيست، و در اين گونه موارد، به لحاظ «اكراه، اضطرار، ضرر و تقيه» نمىتوان احكام اولى را ناديده گرفت.