امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٢٨
مهاجر فى سبيل الله با همين هدف و انگيزه هجرت مىكند؛ از اين رو، دعوت به هجرت، دعوت به امر به معروف و نهى از منكر است.
٢- امر به معروف و نهى از منكر، روشها و مراحل گوناگونى دارد. يكى از راههاى آن فراهم كردن مقدمات «هجرت» است امر به معروف ونهى از منكر ١٣٩ درس چهاردهم: رابطه امر به معروف و نهى از منكر با«رد بدعت»،«نصيحت» و«انتقاد» . توضيح آنكه، وقتى مسلمانى، در محيط نامناسبى قرار گرفته است و نمىتواند مسلمانى خود را اظهار كند، و حتى با گذشت زمان در معرض از دست دادن عقايد دينى خود قرار مىگيرد، چگونه مىتوان او را امر به معروف و نهى از منكر كرد؟ و با چه شيوهاى مىتوان او را از هلاكت نجات بخشيد؟ بهترين راه، فراهم كردن مقدمات هجرت اوست، تا به اين وسيله بر اقامه معروف و انكار منكر توانايى يابد.
٣- علاوه بر آن، كسى كه قدرت انجام معروف و ترك منكر را در يك منطقه و شهر ندارد، بايد هجرت كند، بلكه در مواردى، «آمر به معروف و ناهى از منكر» نيز بايد هجرت كند، و به اين وسيله ميدان وسيعترى براى امر به معروف و نهى از منكر فراهم آورد و پيام خود را به گوش مردم برساند. از اين رو، در قيام امام حسين (ع) «هجرت» با «امر به معروف و نهى از منكر» پيوند مىخورد، و هجرت مقدمه انجام امر به معروف قرار مىگيرد.
امام حسين (ع) براى اينكه امر به معروف و نهى از منكرش تأثير بيشترى داشته باشد، از مدينه هجرت، و به مكه وارد شد، تا بتواند پيام خود را به همه مسلمانان برساند و از آنجا نيز هجرت به سوى كوفه و كربلا را هدف خود قرار داد.
در تاريخ زندگى بسيارى از مردان اصلاح طلب و انقلابى، هجرت و تأثير فراوان آن در گسترش امواج نهضت ديده مىشود. قرآن كريم شاهد گويايى است بر نقش هجرت در انجام رسالت پيامبران بزرگ از آن جمله، از حضرت ابراهيم نقل مىكند كه من به سوى پروردگارم هجرت مىكنم:
انّى مُهاجِرٌ الى رَبّى «١» انّى ذاهِبٌ الى رَبّى «٢»