امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١١٤
يا عَلى لاخَيْرَ فى قَوْلٍ الّا مَعَ الْفِعْلِ «١» اى على! در سخن خيرى نيست، مگر آنكه با عمل همراه باشد.
توبيخ الهى بنىاسرائيل به واسطه آنكه ديگران را به خوبى دعوت مىكردند، ولى خود بدان اعتنايى نداشتند درقرآن سرزنش شدهاند:
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ انْفُسَكُمْ وَ انْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ افَلا تَعْقِلُونَ «٢» آيا مردم را به نيكى امر و خودتان را فراموش مىكنيد و كتاب (تورات) مىخوانيد. آيا نمىانديشيد.
آنچه دراين آيه بيشتر جلب نظر مىكند، دو تعبير است:
١- «تَنْسَوْنَ انْفُسَكُمْ» يعنى خودتان رافراموش مى كنيد. آنان كه قبل از خودسازى به ارشاد ديگران مىپردازند، با گذشت زمان به بيمارى «خودفراموشى» مبتلا مىگردند و بكلى از نفس خويش غافل مىشوند، چشمانشان بر عيوب خودشان بسته مىشود، در حالى كه پيوسته زشتيهاى ديگران را مىبينند.
«افَلا تَعْقِلُونَ» يعنى آيا نمىانديشيد؟ رفتار اين گونه انسانها، نه تنها در خور سرزنش، بلكه شگفتآور است، زيرا با «منطق عقل» ناسازگار و در تضاد است. اين «بىخردى» از آنجا ناشى مىشود كه:
* آنها مىخواهند با امر به معروف و نهى از منكر ديگران را به كمال برسانند و از گمراهى برهانند، در حالى كه از نظر عقل، نجات خود بر نجات ديگران مقدم است، پس چرا عقل خود را به كار نمىگيرند؟ (افَلا تَعْقِلُونَ)
** اگر با امر به معروف و نهى از منكر در صدد اصلاح ديگرانند، مگر نمىدانند كه با عمل خود، آنها را به گناه تشويق مىكنند؟ آيا در شيوه آنها تناقض نيست؟ و آيا افراد عاقل اين گونه عمل مىكنند؟ (افَلا تَعْقِلُونَ)