امر به معروف ونهى از منكر - سروش، محمد - الصفحة ١٠٤
انجام اين وظيفه آمادگى داشته باشد، در مدارج فضيلت، از امتياز و برترى برخوردار است. چون هر مرحله از مرحله قبل سختتر و با ارزشتر است. هرگز نمىتوان براى «حرف» و «عمل» ارزش يكسان قائل شد و نشستگان از امر به معروف عملى را همطراز قيامكنندگان دانست:
فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً «١» اين نكته در بيان ديگرى از مولا على (ع) به صورت روشنترى تبيين شده است:
«برخى با «دست» و «زبان» و «دل» به منكر اعتراض مىكنند، آنان همه صفات خير را در خود جمع كردهاند، برخى ديگر، با زبان و دل انكار مىكنند، ولى با دست و در مقام عمل اعتراضى ندارند، آنان دو خصلت خوب را به دست آورده و يكى را از دست دادهاند، و برخى ديگر تنها به دل، انكار منكر مىكنند، نه با دست و زبان، آنان دو خصلت را كه شريفترين آن خصلتهاى سه گانه است، از دست داده و تباه كردهاند، و تنها به يكى چنگ زدهاند. عدهاى اعراض و انكار رابه وسيله «دست»، «قلب» و «زبان» ترككردهاند، كهاينان مردگان زنده نمايند.» «٢» مقايسه اين تعاليم اسلامى در ارزش والاى امر به معروف و نهى از منكر بادست (اقدام عملى براى اقامه معروف و انكار منكر)، با عملكرد ما در اين زمينه، حكايت از نوعى ضعف آشكار در مسلمانان دارد، ضعفى كه استاد عاليقدر، شهيد مطهرى از آن چنين ياد كردهاند:
مىتوانيم بگوييم يكى از بيماريهاى اجتماع امروز ما اين است كه براى گفتن بيش از اندازه ارزش قائل هستيم، البته گفتن خيلى ارزش دارد، نمىخواهم منكر ارزش گفتن باشم، تا گفتن نباشد، روشن كردن نباشد، نوشتن و تشريح حقايق نباشد، كارى نمىشود. مقصودم اين است كه ما مىخواهيم همه چيز با گفتن درست شود، مثل آن كسى كه مىخواهد همه چيز را با