منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٨ - الترجمة
و با آنچه كه مهيّا فرموده خداوند تعالى از براى اطاعت كنندگان از ايشان، و معصيت كنندگان ايشان از بهشت و جهنّم، و عزّت و خواري.
حمد ميكنم او را در حالتى كه قصد تقرّب ميكنم بسوى او چنان حمدى كه طلب كرده از مخلوقات خود گردانيد از براى هر چيزى اندازه معيّني، و از براى هر اندازه مدّت مخصوصي، و از براى هر مدّت نوشته مشخّصي.
بعضى ديگر از اين خطبه در ذكر قرآن كريم است مىفرمايد:
پس قرآن امر كننده است و نهى كننده، و ساكت است بحسب ظاهر و ناطق است بحسب باطن، حجّت پروردگار است بر خلقان او أخذ فرموده است بر او عهد و پيمان ايشان را، و رهن كرده است در مقابل او نفسهاى ايشان را، تمام فرمود نور آنرا و گرامى داشت با آن دين خود را، و قبض فرمود نبيّ خود را در حالتي كه فارغ شده بود بسوى خلق از احكام هدايت با آن.
پس تعظيم نمائيد از حقّ سبحانه و تعالى مثل تعظيم كردن او ذات خود را، پس بدرستى كه پنهان نداشته است حق تعالى از شما چيزى را از دين، و فرو نگذاشته چيزى را كه پسنديده يا ناخوش گرفته مگر اين كه گردانيده از براى آن علامتى ظاهر و آيه محكم كه منع نمايد از آن يا دعوت كند بسوى او پس رضاى خدا در چيزى كه باقي مانده يكى است و سخط و غضب او در چيزى كه باقي مانده يكى است.
و بدانيد كه حق تعالى هرگز راضى نمىباشد از شما بچيزى كه دشمن گرفته است آنرا بر كسانى كه بودند پيش از شما، و هرگز غضب نمىكند بر شما بچيزى كه رضا داشته بأو از كسانى كه بودند پيش از شما، و جز اين نيست كه بايد سير نمائيد در أثر واضح گذشتگان، و تكلّم نمائيد بكلام با منفعت كه گويا شدند بان مردانى كه پيش از شما بودند.
بتحقيق كه كفايت كرد خداوند عالم معيشت دنياى شما را، و تحريص فرمود شما را بر شكر، و واجب كرد از زبانهاى شما ذكر را، و وصيّت فرمود شما را