منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٢٥ - الترجمة
نهنده بر او با كردار و گفتار.
و ايمان مىآوريم او را مثل ايمان آوردن كسى كه اميدوار باشد باو در حالتى كه يقين كننده باشد، و باز گردد بسوى او در حالتى كه ايمان آورنده باشد، و خضوع خشوع كند او را در حالتى كه گردن نهنده باشد، و اخلاص ورزد از براى او در حالتى كه موحّد باشد، و تعظيم كند او را در حالتى كه تمجيد كننده شود، و پناه ببرد باو در حالتى كه رغبت كننده و سعى نماينده باشد.
متولد نشد حق سبحانه و تعالى تا اين كه در عزّت شريك داشته باشد، و پسر ندارد تا اين كه ميراث برده شده و هالك گردد، و مقدّم نشده بر او هيچ وقت و زماني و نوبه نوبه فراهم نيامده او را هيچ زيادتي و نقصاني، بلكه آشكار شد بعقلها با آنچه نمايان كرد ما را از علامات تدبير محكم و قضاء متقن.
پس از جمله شواهد خلق او است خلقت آسمانها در حالتى كه ثابت و محكماند بىستونى، و ايستادهاند بدون تكيهگاهى دعوت فرمود آنها را پس اجابت كردند در حالتى كه اطاعت كننده بودند و انقياد نماينده بدون اين كه توقّف داشته باشند يا تأخير كننده باشند، و اگر نبود اقرار آنها بربوبيّت او و انقياد آنها بطاعت او نمىگردانيد آنها را محلّ عرش خود، و نه مسكن از براى فرشتگان، و نه محلّ صعود كلمات طيّبات و أعمال صالحه از خلق.
گردانيد ستارهاى آسمانها را علامتها تا راه بيابد با آنها شخص متحيّر سرگردان در محل اختلاف راههاى أطراف زمين، مانع نشد از روشنى نور آن ستارها شدّت تاريكى شب تيره، و متمكّن نشد لباسهاى سياه ظلمتهاى با شدّت از اين كه بر گرداند آنچه كه شايع و ظاهر شده در آسمانها از درخشيدن نور ماه.
پس تنزيه ميكنم آن كسى را كه پوشيده نمىشود بر او سياهى ظلمت با شدّت و نه سياهى شب آرميده در بقعهاى زمينها كه منخفض و پستاند، و نه در كوههاى بلند سياه رنگ مايل بسرخى كه قريب بيكديگرند، و مخفى نمىشود بر او آنچه